السيد الطباطبائي
مقدمة 27
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
پاسخ آنها را مطالعه در طبيعت نمىدهد پس يا بايد بگوئيم بشر راهى بدرك و معرفت اين گونه مسائل ندارد و صرفا بايد در برابر اينها كوركورانه معتقد باشد و يا اگر راهى هست آن راه غير راه دقت و مطالعه در طبيعت است . قرآن اينها را به عنوان يك سلسله درسها القا كرده است و از طرف ديگر بتدبر و تفكر در آيات قرآنى امر كرده است و از طرفى هم مطالعه طبيعت براى حل اين معماها كافى نيست پس ناچار راهى ديگر براى فهم اين سلسله مسائل هست كه مورد تاييد قرآن است مؤلف دانشمند كتاب راه طى شده كه معتقد است راه خدا شناسى منحصرا همان راه حس و طبيعت است در بحث توحيد پس از توضيح نارسائى در باره تاريخ دين و پرستش و نتائج علم و فلسفه و اشاره به اينكه راههاى عقلى و فلسفى بيراهه بود و علم امروز كه حسى و تجربى است اساس توحيد را احيا نمود مىگويند مىخواهيم ببينيم علم چگونه توحيد را احيا نمود اگر از يك دانشمند بپرسيد علم چيست بالاخره خواهد گفت علم يعنى روابطى كه در طبيعت ميان علل و معلولهاى مشهود وجود دارد هر محققى كه در آزمايشگاه سرگرم تجريبات مىشود و متفكرى كه در اوضاع اجتماع غور مىنمايد هدفى جز اين ندارد كه اولا حوادث و قضاياى طبيعت را مو شكافى كرده دقيقا بشناسد و ثانيا ريشه اين حوادث و قضايا و ارتباطى را كه ما بين آنها وجود دارد كشف كند هيچ دانشمندى نيست كه كوچكترين شىء يا حادثه اى را مستقل و اتفاقى دانسته بيك شىء ديگر يا علتى نسبت ندهد و بالعكس ضعيف ترين عملى را ضايع شده و بى اثر بپندارد بنا بر اين علم صريحا يا تلويحا