السيد الطباطبائي
مقدمة 14
اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )
شان ديگر باز نمىدارد كلام او عين فعل و ابداع او است حد توانائى عقول بر معرفت او چيست معرفت حق نوعى تجلى او بر عقول است سلب جسميت و حركت و سكون و تغيير و مثل و ضد و شبيه و استخدام آلت و استعانت به غير او در خود قرآن به سبك استدلالى و برهانى بر برخى مطالب استدلال شده است از قبيل * ( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا الله لَفَسَدَتا [ 1 ] و يا * ( مَا اتَّخَذَ الله مِنْ وَلَدٍ وَما كانَ مَعَه مِنْ إِله إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِله بِما خَلَقَ وَلَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ [ 2 ] در باره ذات و صفات و اسماء حق در شرق و در غرب از طرف فلاسفه عرفا متكلمين بحثهاى استدلالى فراوان با سبكهاى گوناگون به عمل آمده است ولى در متون اسلامى يك سبك كاملا ابتكارى و بى سابقه عنوان شده است و هم مسائلى طرح شده است كه در جهان بى سابقه است مسائلى كه در بالا برشمرديم غالبا از اين نوع مسائل است بعلاوه سبك و روش استدلال با آنچه پيش از اسلام بوده متفاوت است در دوره اسلام نيز سبك امثال فارابى و بو على و ابن رشد و خواجه نصير الدين كه بيشتر يونانى است با سبك و روش صدر المتالهين كه سرشار است از الهامات قرآن و نهج لبلاغه و كلمات ائمه اطهار متفاوت است . محور استدلالهاى امثال فارابى و بو على در مباحث مربوط بذات و صفات و شؤون حق از وحدت و بساطت و غناى ذاتى و علم و قدرت و مشيت و غيره وجوب وجود است يعنى همه چيز از وجوب وجود استنتاج مىشود و خود وجوب وجود از يك طريق غير مستقيم يعنى از يك نوع برهان انى اثبات مىگردد از اين راه اثبات مىگردد كه بدون فرض واجب الوجود وجود ممكنات غير قابل توجيه است در اين راه ذهن هرگز بملاك وجوب وجود دست نمىيابد . ولى در متون اسلامى بر چيزى ديگر غير از وجوب وجود تكيه شده
--> [ 1 ] انبياء آيه 22 . [ 2 ] مؤمنون آيه 91 .