السيد الطباطبائي

103

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

طلوع نظريه اصالت وجود از روى قرائن ديگرى در مسئله نفى ماهيت از ذات واجب الوجود ابراز شده و اما اين جهت كه وجوب غير نيز شان وجود است و همچنين اينكه وجودات امكان فقرى دارند بعد از طلوع نظريه اصالت وجود ابراز شده و از كلمات صدر المتالهين استفاده مىشود . و اما اينكه امكان ذاتى ماهيات به آن معنى كه قدما فرض كرده بودند غلط است و به معناى ديگرى صحيح است و همچنين اينكه هر يك از وجوب و امكان و امتناع به ترتيب خاصيت هر يك از وجود و ماهيت و عدم است براى اولين بار در اين كتاب ابراز شده و از اصالت وجود استنباط شده است . اينكه معناى ذاتى ماهيت بنابر اصالت وجود با آنچه قدما فرض كرده‌اند فرق مىكند نكته ايست عالى و ارجمند و طرز استدلال را در بسيارى از مسائل تغيير مىدهد و اين نكته از نظر صدر المتالهين نيز كه قهرمان اصالت وجود شمرده مىشود مخفى مانده و روى همين جهت در كتب خويش و مخصوصا در اسفار در مسائل امكان ذاتى در حيص و بيص سختى گرفتار شده و قسمتى از اشكالات لا ينحل مانده و روى همين غفلت در برخى مسائل كه مربوط به اين مطلب بوده در يك جا به پيروى از ديگران طورى اظهار نظر كرده و در جاى ديگر خودش به اشتباه خويشتن پى برده و طور ديگرى اظهار نظر كرده است و ما براى آنكه بيش از اين سخن را اطاله نكنيم از توضيح بيشتر خوددارى مىكنيم آيا موجود معدوم مىشود بنا بر آنچه در اين مقدمه گفته شد كه ضرورت خاصيت وجود است و در خود اين مقاله به اين صورت استدلال شده واقعيت هستى يك ماهيت هرگز نمىتواند مقابل خود را كه ارتفاع واقعيت است بپذيرد و واقعيت وى لا واقعيت شود يعنى هيچ واقعيتى را نمىتوان از خودش سلب كرد اگر چه از غير مورد خودش جايز السلب است و همين مطلب در مقاله 7 به اين عبارت گذشت واقعيت هستى مقابل خود را نيستى بالذات نپذيرفته و هرگز بوى متصف نمىشود يعنى هستى نيستى نمىشود دو سؤال مهم پيش مىآيد كه نمىتوان ناديده گرفت و پاسخ به اين دو سؤال غور فوق العاده اى را در يك رشته مسائل منطقى و فلسفى ايجاب مىكند آن دو سؤال از اين قرار است سؤال اول بنا بر اينكه موجوديت خاصيت ذاتى وجود است و از وى سلب نمىشود لازم مىآيد كه تمام وجودات ازلى و ابدى بوده باشند زيرا فرض اين است كه عدم بر وجود طارى نمىشود و لازمه اينكه عدم بر چيزى طارى