السيد الطباطبائي

102

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

صلاحيت اتصاف بموجوديت و معدوميت را ندارد . پس هم بنابر نظريه قدما و هم بنابر اصالت وجود معناى امكان ذاتى ماهيت لا اقتضائيت ذات ماهيت نسبت بموجوديت و معدوميت است و به معناى اين است كه ماهيت به خودى خود و در ذات خود صلاحيت موجود بودن ندارد لكن بنابر نظريه قدما بايد به واقع نظر داشت و معناى اينكه مىگوئيم ماهيت به خودى خود نمىتواند موجود باشد يعنى قطع نظر از علت خارجى نمىتواند در واقع موجود باشد ولى با فرض علت خارجى واقعا موجود است ولى بنابر اصالت وجود بايد نظر باعتبار ذهن داشت و معناى اينكه مىگوئيم ماهيت به خودى خود نمىتواند موجود باشد يعنى قطع نظر از اعتبار ذهن نمىتواند موجود باشد و با اعتبار ذهن بنحو مجاز موجود است و از اين رو امكان ذاتى ماهيت شىء بحسب نظر قدما ملازم با معلوليت آن شىء است ولى بنابر اصالت وجود ملازم با آن نيست و بتعبير ديگر نظر قدما در امكان ذاتى ماهيت به نيازمندى ماهيت است بحيثيت تعليلى و واسطه در ثبوت ولى نظر ما در امكان ذاتى ماهيت كه مبتنى بر اصالت وجود است به نيازمندى بحيثيت تقييديه و واسطه در عروض است بنابر اصالت وجود با قطع نظر از حيثيت تقييديه و واسطه در عروض براى ماهيت از موجوديت يا معدوميت يا از نيازمندى وى به حيثيت تعليليه يا عدم نيازمندى به آن نمىتوان دم زد و با در نظر گرفتن حيثيت تقييديه و واسطه در عروض ماهيت در نيازمندى بحيثيت تعليليه و عدم نيازمندى تابع همان واسطه است كه آن واسطه همانا وجود آن ماهيت است يعنى اگر وجود معلل است ماهيت نيز بالعرض معلل است و اگر وجود غير معلل است ماهيت نيز بالعرض غير معلل است و ماهيت در ذات خود نه معلل است و نه مستغنى از علت . از اينجا معلوم مىشود كه اصالت وجود تا چه اندازه سرنوشت مسئله ضرورت و امكان را تغيير مىدهد زيرا از مجموع آنچه گفته شد معلوم شد كه ضرورت به هيچ معنا نه بالذات و نه بالغير با ماهيت ارتباط پيدا نمىكند و خالص از براى وجود است و معلوم شد كه يك نوع امكان ذاتى در وجودات هست كه مغاير است با امكان ذاتى ماهيات و معلوم شد كه امكان ذاتى ماهيت به آن معنا كه قدما فرض مىكردند معنا ندارد و معلوم شد كه اساس نظريه قدما در باب منشاء ضرورت و امكان و امتناع كه هر يك از اين سه را خاصيت مخصوص برخى ماهيات مىدانستند غلط است و ضرورت شان وجود و امكان شان ماهيت و امتناع شان عدم است . از اين قسمتها فقط اين جهت كه ضرورت ذاتى شان وجود است قبل از