السيد الطباطبائي

23

اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسي )

بهر دو اشكال منكرين اعتبار فلسفه تعقلى پاسخ داده مىشود از طرفى در خلال بيان كيفيت حصول تكثر در ادراكات گفتگوى مفاهيم متافيزيكى به ميان خواهد آمد و معلوم خواهد شد كه اين مفاهيم از جنبه علم النفسى معتبرند و با آنكه مستقيما از راه حواس وارد ذهن نشده‌اند منشاء صحيح و معتبر دارند و از طرف ديگر از جنبه منطقى ثابت خواهيم كرد كه تنها معيار و محك صحت و سقم قضايا تجربه و آزمايش عملى نيست و حتى خود تجربيون بدون توجه بيك سلسله قضاياى فكرى خواه ناخواه اعتقاد جزمى دارند كه قابل تجربه و آزمايش عملى نيست بعلاوه در آينده معلوم خواهد شد كه بشر تا قبلا بيك سلسله قضاياى غير تجربى اعتقاد نداشته باشد نمىتواند هيچ قضيه تجربى را بپذيرد در خاتمه از بيان چند نكته ناگزيريم 1 اختلاف نظرى كه در مسئله راه حصول علم بين علماء شرق و غرب و حسى و عقلى است مربوط بعلمها و ادراكات تصورى يعنى تصورهاى ساده ابتدائى خالى از حكم است كه عارض ذهن مىشود از قبيل تصور سفيدى و سياهى و گرمى و سردى و خط و سطح و وجود و وحدت و كثرت و اما علمهاى تصديقى يعنى حكمهاى ذهنى كه آن تصورات را به يكديگر پيوند مىدهد و وصل و فصل مىكند از قبيل سفيدى غير از سياهى است يا خط عارض سطح است يا وجود مساوى با وحدت است روشن است كه از مورد نزاع خارج است زيرا خود حكم صرفا يكنوع فعاليت كار ذهنى است و هرگز نمىتوان ادعا كرد كه حكم از مجراى يكى از حواس وارد ذهن شده است و همچنين نسبت و رابطه بين محمول و موضوع در خارج كه حكم ناظر بان است معنا ندارد كه از مجراى يكى از حواس وارد ذهن شده باشد زيرا نسبت در خارج واقعيتى جدا از واقعيت طرفين موضوع و محمول ندارد و آنچه از راه حواس وارد ذهن مىشود عبارت است از صور واقعياتى كه در اثر تماس ويژه آن واقعيات با آلات حسيه در ذهن پديد آمده است . حكم فعاليت كار و قضاوت ذهن است در ميان تصوراتى كه از راه حس يا راههاى ديگر وارد ذهن شده است على هذا اختلاف نظر حسى و عقلى به ترتيبى كه در باب تصورات جريان دارد در باب تصديقات جريان ندارد . در باب تصديقات اختلاف نظر ديگرى ميتواند وجود داشته باشد و آن اينكه ترديدى نيست كه پاره اى از قضاوتها خود به خود براى ذهن دست نمىدهد يعنى صرف تصور موضوع و محمول براى قضاوت و حكومت ذهن كافى نيست