سيد علي اكبر قرشي
90
قاموس قرآن ( فارسي )
و در شرّ بطور استعاره است يعنى اگر كمى از عذاب پروردگارت به آنها برسد گويند : واى بر ما كه ستمگران بوديم ، اين لفظ فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است . نفخ : دميدن . ارباب لغت گفتهاند : « النّفخ : نفخ الرّيح فى الشّىء » چنان كه فرموده : * ( حَتَّى إِذا ساوى بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا . . . ) * كهف : 96 . تا چون ميان دو كوه را ( با تكه هاى آهن پر و برابر ) كرد گفت بدميد . * ( فَأَنْفُخُ فِيه فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ الله ) * آل عمران : 49 . و در آن ميدمم پس باذن خدا مرغى مىشود . در اين دو آيه دميدن متعارف مراد است اوّلى با منفخ آهنگرى ، دوّمى با دهان . * ( فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ ) * حجر : 29 . اين تعبير در سورهء سجده : 9 . و سورهء ص : 72 . نيز آمده است مراد از آن دميدن روح در وجود انسان اوّلى است . آيا جسدى بود كه در آن روح دميده شد و انسان زنده گرديد و يا مراد از نفخ روح اعطاء تفكَّر و اختيار است كه به انسان داده شد و لياقت خليفة اللهى يافت . و الله اعلم . پيداست كه نفخ روح دميدن معنوى و نفخ بخصوصى است . * ( وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيه مِنْ رُوحِنا ) * تحريم : 12 . * ( وَالَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا ) * انبياء : 91 . نفخ روح در وجود مريم بوسيلهء ملك درست براى ما روشن نيست ولى هر چه باشد مريم بدان وسيله بعيسى عليه السلام حامله گرديد . ضمير « فيه » در آيهء اوّل راجع به « فرج » است معلوم مىشود كه نفخ از آنمحلّ بوده است . * ( وَنُفِخَ فِي الصُّورِ فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً ) * كهف : 99 . * ( فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ نَفْخَةٌ واحِدَةٌ ) * حاقّه : 13 . بيشتر الفاظ نفخ در قرآن مجيد دربارهء نفخ صور در قيامت است كه دوازده بار ذكر شده و در « صور » دربارهء آن سخن گفتهايم . نفاد : فانى شدن . تمام شدن .