سيد علي اكبر قرشي

255

قاموس قرآن ( فارسي )

خدا و اينكه همه چيز با تدبير خدا است روشن مىشود يعنى : آنجا تسلَّط و تدبير حق براى خداست او بهتر است از حيث ثواب و عاقبت نه آنچه مشرك به آن اميدوار بود . * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يُهاجِرُوا ما لَكُمْ مِنْ وَلايَتِهِمْ مِنْ شَيْءٍ حَتَّى يُهاجِرُوا ) * انفال : 72 . اين آيه ولايت و قرابت و آثار آن را كه ميان مهاجران و انصار بود از كسانى كه ايمان آورده و هجرت نكرده بودند نفى مىكند مگر ولايت نصرت را در ذيل آيه فرموده : * ( وَإِنِ اسْتَنْصَرُوكُمْ فِي الدِّينِ فَعَلَيْكُمُ النَّصْرُ ) * پس مراد از ولايت ، ولايت ارث و ولايت امان دادن و غيره است . ونى : * ( اذْهَبْ أَنْتَ وَأَخُوكَ بِآياتِي وَلا تَنِيا فِي ذِكْرِي ) * طه : 42 . ونى بمعنى سستى و ضعف و خستگى است يعنى : تو و برادرت با آيات من برويد و در دعوت بسوى من سستى نكنيد و شايد مراد ياد خداست ، كه سبب قدرت قلب و آسانى مشكلات است و در آيات قبل هست كه موسى عليه السّلام به خدا عرض كرد : * ( كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً . وَنَذْكُرَكَ كَثِيراً ) * اين لفظ فقط يك بار در قرآن مجيد آمده است . وهب : هبه بخشيدن و دادن به غير عوض است در مفردات ميگويد : « الهبة أن تجعل ملك لغيرك به غير عوض » . * ( الْحَمْدُ لِلَّه الَّذِي وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعِيلَ وَإِسْحاقَ ) * ابراهيم : 39 . حمد خدا را كه در پيرى اسماعيل و اسحق را به من عطا فرمود . وهّاب : از اسماء حسنى است ( بسيار عطا كننده ) و آن سه بار در قرآن مجيد آمده است : * ( وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ ) * آل عمران : 8 . وهج : * ( وَبَنَيْنا فَوْقَكُمْ سَبْعاً شِداداً . ) * * ( وَجَعَلْنا سِراجاً وَهَّاجاً ) * نباء : 12 و 13 وهج بمعنى افروخته شدن و حرارت دادن است « وهجت النّار و الشّمس : اتّقدت » وهّاج مبالغه است بمعنى مشتعل با نور بزرگ ، مراد از آن در آيه آفتاب است يعنى : بالاى شما هفت آسمان محكم بنا كرديم و چراغى بسيار