سيد علي اكبر قرشي
201
قاموس قرآن ( فارسي )
رسيد بى آنكه داخل شود و گاهى دخول نيز در آن هست : در صحاح آمده : « ورد ورودا : حضر » . بنا بر اين ورود بمعنى اشراف و نيز بمعنى دخول است * ( وَلَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْه أُمَّةً مِنَ النَّاسِ يَسْقُونَ ) * قصص : 23 . چون به آب مدين رسيد ديد گروهى بچهارپايان آب ميدهند در اين آيه بمعنى نزديك شدن و رسيدن است . و در آيات * ( إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ . لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها . . . ) * انبياء : 98 - 99 . * ( يَقْدُمُ قَوْمَه يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ ) * هود : 98 . منظور دخول است . وارد : كسى است كه از رفقا براى آب آوردن جلو افتاده است * ( وَجاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وارِدَهُمْ فَأَدْلى دَلْوَه قالَ يا بُشْرى هذا غُلامٌ . . . ) * يوسف : 19 . ظاهرا اين تسميه از آنجهت است كه او پيش از ديگران به آب ميرسد يعنى كاروانى بيامد آبدار خويش را فرستادند دلو را بالا كشيد گفت : اى مژده اين پسرى است . در اينجا لازم است چند آيه را بررسى كنيم : 1 - * ( وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا . ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها جِثِيًّا ) * مريم : 71 - 72 ضمير « واردها » راجع بجهنّم است يعنى : همهء شما اعمّ از نيكوكار و بدكار وارد جهنّم خواهيد شد ، سپس پرهيزكارانرا نجات ميدهيم و ستمكاران را به زانو در آمده در آن ميگذاريم . آيا مراد از ورود نزديك شدنست يا دخول ؟ كلمهء * ( ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا ) * دو چيز مىفهماند يكى اينكه همهء مردم بدون استثناء وارد جهنّم خواهند شد و گرنه براى اين كلمه محلَّى نمىماند . دوّم اينكه مراد از ورود دخول است و گرنه در صورت عدم دخول نجات دادن معنى ندارد و آنگهى * ( وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيها ) * ترك