سيد علي اكبر قرشي

165

قاموس قرآن ( فارسي )

پناه ميبرم از اينكه كنار من حاضر شوند و اغوايم كنند . همس : * ( وَخَشَعَتِ الأَصْواتُ لِلرَّحْمنِ فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً ) * طه : 108 . همس صداى آهسته است و همس اقدام صداى بسيار آهستهء پاها است در نهج البلاغه خطبهء 221 آمده : « و لا همس قدم فى الارض » و نه صداى آهستهء پائى در زمين . يعنى روز قيامت صداها براى خدا خاموش شده ، نميشنوى مگر صداى آهسته ايرا ، اين لفظ فقط يك بار در كلام الله آمده است . هم : قصد و اراده . بمعنى حزن و اضطراب نيز در قرآن مجيد به كار رفته است . * ( وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوه ) * غافر : 5 . هر امّت رسولشان را قصد كردند كه بگيرندش . * ( وَهَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا ) * توبه : 74 . و قصد كردند آنچه را كه نرسيدند . * ( وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه ) * يوسف : 24 . يعنى زن قصد كرد يوسف را كه از او كام بگيرد و يوسف هم اگر برهان پروردگارش را نميديد زنرا قصد ميكرد كه از او كام بگيرد ، برهان ظاهرا همان ايمان و عقيدهء راسخ يوسف عليه السلام بود ، يوسف بشرى بود داراى غريزهء جنسى اگر ايمان راسخ نداشت مثل آنزن بوى تمايل ميكرد . * ( وَطائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِالله غَيْرَ الْحَقِّ . . . ) * آل عمران : 154 . يعنى گروهى را فكر خودشان مضطرب و ناراحت كرده بود و دربارهء خدا گمان ناحق ميبردند . هامان : * ( إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ ) * قصص : 8 . اين لفظ مجموعا شش بار در قرآن مجيد آمده و از * ( فَأَوْقِدْ لِي يا هامانُ عَلَى الطِّينِ ) * قصص : 38 . * ( وَقالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً ) * غافر : 36 . كه فرعون به او دستور ميدهد ، روشن مىشود كه وزير و پيشكار فرعون بوده است . در عين حال مقامش بسيار مهمّ بوده كه در رديف فرعون شمرده شده * ( وَقارُونَ وَفِرْعَوْنَ وَهامانَ وَلَقَدْ ) *