سيد علي اكبر قرشي
117
قاموس قرآن ( فارسي )
رسيدن به آخر نيز آيد . منتهى : اسم مكان است . طبرسى گويد : منتهى موضع انتهاء است و نيز گويد : منتهى و آخر يكى است در اقرب الموارد گويد : منتهى بمعنى نهايت و آخر است گويند : « هو بعيد المنتهى » . و نيز مصدر ميمى است بمعنى انتهاء چنان كه در كشّاف ذيل * ( سِدْرَةِ الْمُنْتَهى ) * نجم : 14 . بهر دو تصريح كرده است . * ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها . ) * * ( فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها . إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها ) * نازعات : 42 - 44 . به نظر ميايد منتهى مصدر ميمى باشد و منتهاى امر قيامت وقوع و رسيدن آنست يعنى : از تو ميپرسند قيامت كى واقع مىشود تو در چه چيزى از علم آن ، وقوع و رسيدن آن مربوط بپروردگار تو است . * ( وَأَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى ) * نجم : 42 . منتهى در اين آيه نيز ظاهرا مصدر ميمى است يعنى انتهاء هر چيز بسوى خداست . * ( وَلَقَدْ رَآه نَزْلَةً أُخْرى . عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى ) * نجم : 13 و 14 . منتهى ظاهرا اسم مكان است يعنى سدره آخر . راجع به آيه در « سدر » بررسى شده است در الميزان فرموده : در كلام اللَّه چيزى كه اين شجره را تفسير كند نيست گويا بنا بر ابهام گوئى است . . . در روايات تفسير شده كه آن درختى است در بالاى آسمان هفتم اعمال بنى آدم به آنجا ميرسد . تناهى : نهى كردن همديگر و نيز ترك كردن است . * ( كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوه ) * مائده : 79 . از كار بدى كه كرده بودند همديگر را نهى نميكردند يا كار بدشان را ترك نميكردند . نهيه : بمعنى عقل است كه آدمى را از كار بد نهى مىكند معانى ديگرى نيز دارد كه در قرآن مجيد نيامده است جمع آن نهى است بر وزن دعا . * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لأُولِي النُّهى ) * طه : 128 . راستى در آنچه گفته شد درسهائى