سيد علي اكبر قرشي
118
قاموس قرآن ( فارسي )
است خردمندانرا . ايضا آيه 54 طه . نوء : * ( وَآتَيْناه مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَه لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ ) * قصص : 76 . نوء برخاستن است بمشقّت « ناء الرّجل : نهض بجهد و مشقّة » و چون با « با » متعدى شود بمعنى برداشتن به سختى است يعنى : بقارون از اموال گنجينه آنقدر داديم كه حمل آن بگروه مردان توانا سنگينى ميكرد اين لفظ فقط يك بار در قرآن مجيد يافته است و در « فتح » در باره آن توضيح داده شد . نوب : نوب اگر با « الى » باشد بمعنى رجوع بعد از رجوع است « ناب اليه : رجع اليه مرّة بعد اخرى » همچنين است انابه . زنبور عسل را نوب گويند كه بكندويش پى در پى باز ميگردد ، حادثه را نائبه گويند كه از شأن آن پى در پى بودن است انابه به خدا ، برگشتن بسوى خداست با توبه و اخلاص عمل . * ( وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ ) * لقمان : 15 . پيرو راه كسى باش كه بسوى من برگشته است . * ( رَبَّنا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنا وَإِلَيْكَ أَنَبْنا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ ) * ممتحنه : 4 . پروردگارا بر تو اتكال كرديم و به تو برگشتيم و بازگشت بسوى تو است . نوب فقط از باب افعال در قرآن مجيد به كار رفته است گوئى استعمال آن در قرآن براى نشان دادن رجوع بعد از رجوع به خداوند است يعنى درهاى توبه پيوسته باز مىباشد * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ ) * سباء : 9 . نوح : * ( سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ ) * صافات : 79 . اين پيامبر عظيم الشأن كه نام مباركش چهل و سه بار در قرآن مجيد ياد شده اولين پيغمبر اولو العزم و داعى توحيد است . چنان كه فرموده : * ( إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ وَالنَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِه ) * نساء : 163 . او با لقب « عبد شكور » از جانب خداوند مفتخر است * ( ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً ) * اسراء : 3 . و مقام اصطفاى خداوندى از جمله راجع به او است * ( إِنَّ الله اصْطَفى ) *