سيد علي اكبر قرشي
140
قاموس قرآن ( فارسي )
و موروث . كلَّا : حرف ردع و ردّ است براى ابطال قول قائل . در اقرب الموارد گويد : در نزد نحويّون جز ردع معناى ديگرى ندارد و در كليّات گفته : گاهى بمعنى حقّا آيد نه ابطال كلام قائل مثل * ( كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى . أَنْ رَآه اسْتَغْنى ) * علق : 6 و 7 . لازم بود در اين صورت اسم باشد ولى گفتهاند : در اين صورت نيز حرف است . * ( رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها . . . ) * مؤمنون : 100 . در اين آيه شخص بهنگام مرگ ميگويد : خدايا برگردانيدم تا عمل صالح كنم در ردّ اين سخن آمده كلَّا يعنى نه اگر بر گردد كار نيكو نخواهد كرد . در بعضى از آيات كلَّا در ردع و ابطال مطلب ما قبل نيست در اين صورت ميتوان گفت كه معناى آن حقّا است چنان كه از كليّات ابو البقاء نقل گرديد مثل * ( عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ . كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى . أَنْ رَآه اسْتَغْنى ) * علق : 5 - 7 . يعنى : حقّا كه انسان چون خودش را بىنياز ديد طغيان مىكند در مجمع آن را حقّا گفته ولى زمخشرى و بيضاوى گفتهاند : ردع كسى است كه طغيان و كفران نعمت كرده ، اين در ما قبل ذكر نشده ولى كلام به آن دلالت مىكند . ابن هشام در معنى علاوه از ردع سه معنى ديگر براى آن نقل مىكند . اول : حقّا كه قول كسائى و پيروان اوست . دوم : الاء استفتاحيّه كه عقيدهء ابى حاتم و تابعان اوست . سوم : حرف جواب بمنزلهء « اى » و « نعم » آنگاه قول دوم را اختيار كرده است على هذا معنى * ( كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى ) * اين مىشود حقّا يا بدان يا آرى انسان طغيان مىكند . در آياتيكه « كلَّا » در ابطال قول سابق نيامده مىشود بيكى از معانى سه گانه باشد ، اين كلمه 33 بار در كلام اللَّه مجيد آمده است . كلم : راغب ميگويد : كلم تأثيرى