سيد علي اكبر قرشي

135

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( فَسَيَكْفِيكَهُمُ الله وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ) * بقره : 137 . خدا تو را از آنها كفايت مىكند به تو آزارى نميرساند خدا شنوا ، داناست . كلؤ : * ( قُلْ مَنْ يَكْلَؤُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهارِ مِنَ الرَّحْمنِ . . . ) * انبياء : 42 . كلائة بمعنى حفظ و نگهدارى است « كلاه اللَّه : حفظه و حرسه » يعنى : بگو كه شما را در شب و روز از خدا حفظ مىكند اگر بخواهد عذابتان كند ؟ اين كلمه يك بار بيشتر در كلام خدا نيامده است . كلب : سگ . * ( فَمَثَلُه كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْه يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْه يَلْهَثْ . . . ) * اعراف : 176 . حكايت او مثل حكايت سگ است كه اگر به آن حمله كنى زبانش را بيرون مىكند و اگر با آن كار نداشته باشى باز زبانش را بيرون مىكند اين جريان انشاء اللَّه در « لهث » بازگو خواهد شد . مُكَلِّب ( بصيغهء فاعل ) كسى است كه بسگ تعليم شكار ميدهد « كلَّب الكلب : علَّمه الصّيد » * ( أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ الله فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ الله عَلَيْه ) * مائده : 4 . پاكيزه ها بشما حلال شده و آنچه از سگهاى شكارى تعليم داده‌ايد كه تعليم دهندهء آنها يا صاحبان شكار با سگها هستيد آنچه از شكار براى شما نگه داشته‌اند بخوريد و نام خدا را بر آنها بخوانيد رجوع كنيد به « جرح » . * ( وَكَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْه بِالْوَصِيدِ ) * كلمه كلبهم كه راجع بسگ اصحاب كهف است چهار بار در سورهء كهف : 18 و 22 . آمده است و نشان ميدهد كه در داستان آنها مورد اعتنا است اگر چيزى در اين باره بدست آيد در « كهف » انشاء اللَّه خواهيم آورد . لابد سگ نيز در آنمدت با آنها بوده است . كلح : در صحاح گويد : كلوح آشكار شدن دندانها در عبوسى است در اقرب الموارد گفته : بقولى كلوح در اصل ظاهر شدن دندانهاست در وقت عبوسى ( مانند سرهاى بريان