سيد علي اكبر قرشي
89
قاموس قرآن ( فارسي )
تبارك » مىشود گفت : كه تغابن در آيه از براى مفعول و بمعنى مجرد است كه مغبون شدن باشد و چون عمر انسان سرمايهء اوست و ميتواند با آن از دنيا استفاده كند و آخرت بدست آورد ولى كفّار در آخرت خواهند ديد كه از اين سرمايه جز لذّات زود گذر دنيا چيزى بدست نياورده و واقعا مغبون شدهاند و در دنيا به حكم * ( زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ ) * بغبن خويش متوجّه نيستند ولى در آخرت متوجّه خواهند شد ، مىشود اين مطلب را از * ( وَيَوْمَ يُعْرَضُ الَّذِينَ كَفَرُوا عَلَى النَّارِ أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا وَاسْتَمْتَعْتُمْ بِها فَالْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذابَ الْهُونِ . . . ) * احقاف : 20 . استفاده كرد و الله العالم . اين لفظ فقط يك بار در قرآن يافته است . غثاء : « غُثاءُ السَّيْلِ وَغُثاءُ الْقَدْرِ » عبارت است از خاشاك سيل و كف ديگ كه به اطراف آن ريخته و از بين ميرود . چيزهاى ضايع و غير قابل اعتنا را با غثاء مثل ميزنند . * ( فَأَخَذَتْهُمُ الصَّيْحَةُ بِالْحَقِّ فَجَعَلْناهُمْ غُثاءً . . . ) * مؤمنون : 41 . آنها را فرياد به حق گرفت و خاشاكشان كرديم * ( وَالَّذِي أَخْرَجَ الْمَرْعى . فَجَعَلَه غُثاءً أَحْوى ) * اعلى : 4 و 5 . خدائى كه چراگاه را روياند و آن را خاشاك و تيره كرد . اين لفظ دو بار بيشتر در قرآن نيامده است . غدر : ترك كردن . به ترك عهد نيز غدر گويند و از آن گفتهاند فلانى غادر ( ناقض عهد ) است ( مفردات ) * ( وَحَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً ) * كهف : 47 . آنها را در آخرت جمع ميكنيم و احدى را ترك نخواهيم كرد * ( ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها ) * كهف : 49 . اين چه كتابى است كه هيچ كوچك و بزرگ را نگذاشته مگر آنكه شمرده است . اين لفظ تنها دو بار در قرآن آمده است . غدق : * ( وَأَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّرِيقَةِ لأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً ) * جنّ : 16 . در مجمع و اقرب گفته : « ماء غدق » بمعنى آب كثير است .