سيد علي اكبر قرشي

90

قاموس قرآن ( فارسي )

در صحيفهء سجّاديه دعاى نوزدهم آمده : « وَانْشُرْ عَلَيْنا رَحْمَتَكَ بِغَيْثِكَ الْمُغْدَقِ » در نهايه گفته : مغدق بفتح دال بارانى است كه قطرات آن درشت باشد يعنى اگر در طريقهء حق مستقيم بودند هر آينه از آب كثير آبشان ميداديم . و چون ما بعد آيه * ( لِنَفْتِنَهُمْ فِيه ) * است بعيد نيست كه مراد از * ( لأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقاً ) * وسعت رزق باشد كه آب كثير سبب سعهء رزق است اين لفظ تنها يك بار در قرآن آمده است . غُدو : غُدوه ( بضم غين ) و غداة بمعنى بامداد است يا از اول صبح تا طلوع شمس در قاموس و اقرب آمده : « الْغُدْوَةُ وَالْغَداةُ : البُكْرَةُ اوْ ما بَيْنَ صَلوةِ الْفَجْرِ وَطُلُوع الشَّمْسِ » * ( وَلا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَالْعَشِيِّ ) * انعام : 52 . آنانرا كه پروردگار خويش را بامداد و پسين ياد ميكنند از خود مران . غُدُو بر وزن غُلُّو جمع غدوه و غدوات جمع غداة است . * ( يُسَبِّحُ لَه فِيها بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ رِجالٌ . . . ) * نور : 36 . خدا را در آن خانه ها بامدادان و پسينان مرادنى تسبيح گويند . غدوّ مفرد نيز آمده است مثل * ( النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَعَشِيًّا ) * غافر : 46 . يعنى : صبح و عصر در معرض آتش قرار گرفته شوند از مفرد بودن « عَشِىّ » ميدانيم كه « غُدُوّ » مفرد است . غَد : فردا . اعمّ از آنكه فرداى حقيقى باشد مثل * ( أَرْسِلْه مَعَنا غَداً يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ ) * يوسف : 12 . يا مطلق فردا كه زمان آينده است مثل : * ( وَما تَدْرِي نَفْسٌ ما ذا تَكْسِبُ غَداً ) * لقمان : 34 . * ( سَيَعْلَمُونَ غَداً مَنِ الْكَذَّابُ الأَشِرُ ) * قمر : 26 . * ( وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ ) * حشر : 18 . * ( وَإِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ ) * آل عمران : 121 . و چون بامداد از اهل خويش آمدى تا براى مؤمنان مواضع قتال آماده كنى . گفته‌اند آيه دربارهء خروج حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله براى جنگ احد