سيد علي اكبر قرشي
62
قاموس قرآن ( فارسي )
خانواده اش در سرزمين مكَّه با آنكه در آنجا از آبادى خبرى نبود : * ( رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ ) * ابراهيم : 37 . ايضا شكستن بتهاى بابل كه در نتيجه به آتش انداخته شد و غير آنها . در مجمع گويد از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه ابتلاء بكلمات ذبح اسمعيل است . 2 - مراد از « اتمّهنّ » آنست كه ابراهيم عليه السّلام از عهدهء آنها بر آمد و مطابق رضاى خدا بانجام برد و چون آنحضرت بهنگام آن امتحانها پيغمبر بود قهرا * ( إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ) * اعطاء مقام ديگرى بود بآنحضرت كه قبلا نداشت على هذا ممكن است كسى پيامبر باشد ولى امام نباشد لذا در كافى از امام باقر عليه السّلام نقل شده : خدا ابراهيم عليه السّلام را عبد اتخاذ كرد پيش از آنكه مبعوث گرداند و او را نبىّ گردانيد پيش از آنكه رسول گرداند و رسولش گردانيد پيش از آنكه خليل اتخاذ كند و خليلش كرد پيش از آنكه امام گرداند پس چون همهء اينها براى او جمع گرديد - امام در اينجا مشتش را گره كرد - خدا به او گفت : يا ابْراهيمُ * ( إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً ) * از بزرگى امامت در نظرش بود كه گفت يا رَبِّ * ( وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) * . 3 - گفتيم : مراد از امامت به نظر ما بقاء شريعت و مقتدا بودن ابراهيم عليه السّلام است * ( وَإِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لأَبِيه وَقَوْمِه إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ . إِلَّا الَّذِي فَطَرَنِي فَإِنَّه سَيَهْدِينِ . وَجَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِه لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ) * زخرف : 26 - 28 . * ( جَعَلَها ) * راجع بكلمهء توحيد و بيزارى از شرك است كه از دو آيهء قبل مستفاد مىشود يعنى ابراهيم كلمهء توحيد را كلمهء هميشگى قرار داد در فرزندان خويش . پس آنچه ابراهيم عليه السّلام گذاشته هميشگى است و مرام او باقى است و او امام است النهايه در اين آيه « للناس » نيست بلكه فقط * ( فِي عَقِبِه ) * است . * ( وَاجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي الآخِرِينَ ) * شعراء : 84 . اين دعاى ابراهيم عليه السّلام و