سيد علي اكبر قرشي

61

قاموس قرآن ( فارسي )

لا عَهْدَ لَه » يعنى بعهد وفا نميكند . اهل لغت « وفا » را از معانى عهد شمرده‌اند . به نظر من مراد از عهد معناى اوّلى آنست كه نگهدارى و مراعات شىء باشد يعنى : ما در آنها نسبت بآيات خود مراعاتى نيافتيم كه بآيات ما اهميت بدهند و اعتنائى داشته باشند مثل * ( فَنَبَذُوه وَراءَ ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْا بِه ثَمَناً قَلِيلًا ) * آل عمران : 187 . مسلَّم است كه پس از * ( يَطْبَعُ الله عَلى قُلُوبِ الْكافِرِينَ ) * ديگر در كافر اعتنائى بآيات خدا نخواهد بود . و خلاصه عهد در آيهء فوق در جاى « عزم » است كه دربارهء آدم آمده : * ( وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَه عَزْماً ) * طه : 115 . 4 - * ( وَأَوْفُوا بِعَهْدِ الله إِذا عاهَدْتُمْ . . . ) * نحل : 91 . در اين گونه آيات ظاهرا مراد از « عهد الله » پيمان و سوگندى است كه شخص بر خود لازم مىكند و چون يكطرف پيمان و سوگند خداست لذا عهد الله تعبير آمده . بهترين دليل مطلب ذيل آيه است كه فرموده : * ( وَلا تَنْقُضُوا الأَيْمانَ بَعْدَ تَوْكِيدِها وَقَدْ جَعَلْتُمُ الله عَلَيْكُمْ كَفِيلًا . . . عهد ابراهيم عليه السلام * ( وَإِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّه بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ ) * بقره : 124 . مقصود از امامت در اين آيه چيست ؟ مقصود از امامت به نظر من بقاء شريعت است و مقتدا بودن ابراهيم عليه السّلام از همين جهت مىباشد . مثلا ميگوئيم : گاندى امام هند است يعنى مردم حتى پس از مرگ او طبق نقشه ها و رهبريهاى او عمل ميكنند راه او و مرام او در ميان مردم هند باقى است . و ميگوئيم بطلميوس امام هيئت نيست زيرا گفته هاى او به صورت افسانه در آمده و علم خلاف آن را اثبات كرده است . اكنون ميرسيم به آيه : 1 - مراد از ابتلاء بكلمات ظاهرا قربانى اسمعيل است كه دربارهء آن آمده * ( إِنَّ هذا لَهُوَ الْبَلاءُ الْمُبِينُ ) * صافات : 106 . همچنين اسكان دادن