سيد علي اكبر قرشي
123
قاموس قرآن ( فارسي )
باء در « بالغمام » شايد بمعنى آلت باشد مثل « كتبت بالقلم » . يعنى : روزى آسمان بوسيلهء ابر پاره و مفتوح شود ، و شايد بمعنى ملابست باشد يعنى : روزيكه آسمان ابر آلوده پاره شود و ملائكه نازل گردند آيه بقرينهء آيات قبل و بعد دربارهء قيامت است . غنم : ( بر وزن فلس و قفل ) و غنيمت هم بمعنى غنيمت جنگ است و هم بمعنى هر فايده . و معنى اول از مصاديق معناى دوم است پس آن يك معنى بيشتر ندارد و آن هر فايده است اينك اقوال بزرگان در معنى آن : راغب گويد : غنم ( بر وزن قفل ) در اصل دست يافتن بگوسفند است سپس در هر دست يافته به كار رفته خواه از دشمن باشد يا غير آن . قاموس آن را فيىء و رسيدن بشىء بدون مشقت گفته است ظاهرا مرادش از « فيىء » غنيمت است گر چه فيىء غنائم بعد از جنگ است . در اقرب الموارد آمده : غنيمت آنست كه از محاربين در حال جنگ گرفته شود و هر شىء بدست آمده غنم ، مغنم و غنيمت ناميده مىشود . طبرسى رحمه اللَّه در ذيل آيهء * ( وَاعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ . . . ) * در بيان « اللغة » آن را غنيمت جنگى گفته در ذيل « المعنى » فرموده : در عرف لغت بهر فائده غنم و غنيمت گفته مىشود . در المنار ذيل آيهء فوق گفته : غنم ، مغنم و غنيمت در لغت چيزيست كه بدست آنسان بىمشقّت آيد چنان كه قاموس گفته . سپس بقيد « مشقّت » اشكال كرده كه در موارد غنيمت صادق نيست و بعد گفته : متبادر از استعمال اين است كه غنيمت و غنم آنچيزى است كه انسان بدست مياورد بىآنكه مالى و غيره دربارهء آن بذل كند . خلاصه آنكه : غنيمت در اصل بمعنى كلّ فائده است . و ظهور * ( فَعِنْدَ الله مَغانِمُ كَثِيرَةٌ ) * نساء : 94 . در كلّ فائده است چنان كه طبرسى آن را فواضل نعمتها و رزق گفته است . ايضا در المنار رزق و فواضل نعمت گفته است .