سيد علي اكبر قرشي

93

قاموس قرآن ( فارسي )

همينطور است آيهء * ( « وَقالَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ الله ما عَبَدْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ نَحْنُ وَلا آباؤُنا وَلا حَرَّمْنا مِنْ دُونِه مِنْ شَيْءٍ » ) * نحل : 35 . ايضا انعام : 148 - زخرف : 20 . رجوع كنيد به الميزان ذيل آيهء * ( « أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ الله أَطْعَمَه . . . » ) * . شىء : هر چيزى كه علم به آن تعلق گيرد و از آن خبر داده مىشود . لفظ آن مذكَّر است ولى بر مذّكر و مؤنث اطلاق مىشود . و بر واجب و ممكن گفته مىشود جمع آن اشياء است ( اقرب ) . طبرسى رحمه اللَّه ذيل آيهء 20 بقره از سيبويه نقل كرده : شىء بر موجود و معدوم هر دو اطلاق مىشود و بقولى فقط بموجود اطلاق مىشود . قول اول صحيح است و آن قول متكلمين مىباشد . مؤيد آن قول خداست در اين آيه كه فرموده : * ( « إِنَّ الله عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ » ) * زيرا هر چيز جز خدا محدث است و هر محدث را دو حالتى است حالت وجود و حالت عدم و چون موجود شد از قدرت موجد خارج است زيرا موجود بعد از وجود دوباره ايجاد نميشود پس ميدانيم كه خدا قبل از ايجاد آن قادر است تا آن را بوجود آورد . راغب گويد : نزد بعضى شىء عبارت است از موجود ( نه معدوم ) و اصل آن مصدر شاء است . چون وصف خدا باشد بمعنى ( فاعل ) است و چون غير خدا را با آن وصف كنيم بمعنى مفعول باشد . يعنى آنگاه كه گوئيم « اللَّه شىء » معنايش آنست كه خدا مريد است و مشيت دارد و چون گوئيم « زيد شىء » يعنى زيد خواسته شده است خداوند خواسته و او را آفريده است آنگاه راغب گويد * ( « قُلِ الله خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ » ) * بمعنى مفعول و مشىء است * ( « قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهادَةً قُلِ الله شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ » ) * انعام : 19 . بمعنى فاعل است يعنى كدام خواهنده و مريد بزرگتر است از حيث گواهى . ناگفته نماند « شىء » مجموعا 284 بار در قرآن مجيد به كار رفته .