سيد علي اكبر قرشي
28
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِله إِلَّا هُوَ سُبْحانَه عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * توبه : 31 . بشرك آنها تصريح شده ولى در آيات گذشته چنان كه ديديم آنها را از مشركين جدا كرده و در احكام اسلامى نيز با مشركان فرق دارند و از آنها جزيه مقبول است نه از مشركان . شرك جلى و خفى شرك جلى يكى از شركهاى سه گانه است كه گذشت . شرك خفى آنست كه غير خدا را نيز در كارها مراعات بكند مثلا بگويد : اگر فلانى نبود عيال من ضايع ميشد ولى اگر بگويد خدا فلانى را در كار من سبب كرد اشكالى ندارد آيه ايكه بر شرك خفى دلالت دارد اين آيه است * ( وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِالله إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ ) * يوسف : 106 . يعنى با اينكه به خدا ايمان دارند مشركاند . در تفسير عياشى ذيل اين آيه از حضرت صادق عليه السّلام نقل شده : آن شرك ، قول شخص است كه ميگويد : اگر فلانى نبود هلاك ميشدم ، اگر او نبود بفلان بلا گرفتار ميشدم ، اگر فلانى نبود عيالم از بين ميرفت ، آيا نمىبينى كه براى خدا در ملكش شريك قرار داده كه او را روزى ميدهد و از بلا ميرهاند . راوى گويد گفتم : ميگويد اگر خدا بواسطهء فلانى بر من منّت نمىنهاد هلاك ميشدم . فرمود : آرى اين عيب ندارد . ايضا از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه فرمود : آن شرك طاعت است نه شرك بندگى ، آن در گناهانى است كه مرتكب ميشوند در آنها بشيطان اطاعت كردند و غير خدا را در طاعت خدا شريك قرار دادند . و شرك عبادت اينست كه غير خدا را عبادت كنند . ايضا اين گونه روايات در تفسير عياشى و كافى باب شرك نقل شده است . اينكه امام عليه السّلام فرمود شرك طاعت است در بعضى آيات بمطيع غير خدا مشرك اطلاق شده است مثل * ( وَإِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ) * انعام : 121 .