سيد علي اكبر قرشي
29
قاموس قرآن ( فارسي )
سيرى در بعضى آيات * ( دَعَوَا الله رَبَّهُما لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ . فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَه شُرَكاءَ فِيما آتاهُما ) * اعراف : 190 . به نظر ميايد مراد از اين آيه شرك خفى و مراعات غير خدا با خدا باشد . اين در نوع بشر بسيار معمول است چون در مخمصه و لا علاجى واقع شود به خدا روى آورد و چون از بلا رهائى يابد باز بعوامل متوسل شده و مشرك ميگردد چنان كه آيهء ذيل اين واقعيت را روشن مىكند * ( . . . إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْه تَجْئَرُونَ . ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ) * نحل : 54 . به نظر ميايد در اين گونه موارد نيز اگر بعد از رفع خطر بگوئيم : خدا نجات داد يا خدا فلان چيز را سبب قرار داد شرك نورزيدهايم . بايد دانست در تأثير اسباب عادى هزاران شرطها وجود دارد كه ترتيب آنها جز بارادهء خدا ميّسر نيست لذا اعتماد باسباب شرك است مگر آنطور باشد كه گفته شد . اين سخن رمز فهم بسيارى از آيات شرك است و نظير آن را در « رزق » ميتوان ديد . ناگفته نماند : در ذيل آيهء ما نحن فيه پنج آيه دربارهء مشركين و بت پرستان است . مىشود گفت : آن پنج آيه مطلبى جداگانهاند و آيهء مورد بحث مطلبى ديگر . و مىشود ذيل مطلب فوق باشند النهايه مطلب بتدريج وسيع گرديده تا بت پرستان و شرك جلى نيز ذكر شده است . * ( إِنَّ الله لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَمَنْ يُشْرِكْ بِالله فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً ) * نساء : 116 . * ( إِنَّه مَنْ يُشْرِكْ بِالله فَقَدْ حَرَّمَ الله عَلَيْه الْجَنَّةَ وَمَأْواه النَّارُ وَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) * مائده : 72 . اين دو آيه صريحاند در اينكه آنكه از دنيا مشرك برود گناهش قابل غفران نيست و اهل آتش است . ولى بضرورت اسلام ثابت است اگر مشرك توبه كند گناهش آمرزيده مىشود . گفتهاند : علت عدم غفران مشرك آنست كه خلقت خداوندى بر اساس عبوديّت و ربوبيّت است چنان كه