سيد علي اكبر قرشي
284
قاموس قرآن ( فارسي )
اعتبار و عبرة حالتى است كه از معرفت محسوس بمعرفت غير محسوس رسيده مىشود . تعبير مخصوص بخواب است كه آن را از ظاهر بباطنش عبور ميدهد ( مفردات ) . فكر ميكنم : قول راغب در بيان اين ماده كافى است گرچه با سائر گفته ها كمى تفاوت دارد . در مجمع فرموده : اصل باب بمعنى نفوذ است . * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لأُولِي الأَبْصارِ » ) * آل عمران : 13 . در آنچه گفته شد با بصيرتان را عبرتى است كه از اين محسوس و مشاهد به غير محسوس پى ببرند . تَعْبُرُون * ( « يا أَيُّهَا الْمَلأُ أَفْتُونِي فِي رُءْيايَ إِنْ كُنْتُمْ لِلرُّءْيا تَعْبُرُونَ » ) * يوسف : 43 . در لغت آمده : « عبر الرؤيا عبرا و عبارة : فسّرها » يعنى اى بزرگان قوم دربارهء خواب من اظهار رأى كنيد اگر ميتوانيد خواب را تفسير كنيد و آن را بواقع عبور دهيد ، تعبير و عبر هر دو بيك معنى است . عابرى * ( « لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَأَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ وَلا جُنُباً إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ حَتَّى تَغْتَسِلُوا » ) * نساء : 43 . « عابرى » در اصل « عابرين » است در اثر اضافه نونش ساقط شده اگر مراد از صلوة نماز باشد مراد از عابرى سبيل مسافر است يعنى در حال مستى و در حال جنابت نماز نخوانيد مگر آنكه در سفر باشيد كه با تيمّم ميتوانيد بخوانيد و اگر مراد مواضع صلوة و مساجد باشد يعنى بمساجد در حال مستى وارد نشويد و نيز در حالت جنابت مگر آنكه به صورت عبور از درى بدرى باشد ( جوامع الجامع ) به نظر من احتمال اول قوى است . كه ذيل آيه مطلب را روشن مىكند و قيد عدم وجدان آب در سفر نيز از ذيل معلوم مىشود . عبس : ( بر وزن فلس ) روترش كردن . « عبس وجهه عبسا و عبوسا : كلح » لازم و متعدى هر دو آمده است . * ( « عَبَسَ وَتَوَلَّى أَنْ جاءَه الأَعْمى » ) * عبس : 1 و 2 . رو ترش كرد و اعراض و بىاعتنائى كرد كه نابينا پيش او آمد . * ( « ثُمَّ نَظَرَ . ) *