سيد علي اكبر قرشي

26

قاموس قرآن ( فارسي )

داشتند . يكى اينكه بتها را عبادت ميكردند نه خدا را و خود ميگفتند * ( ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى الله زُلْفى ) * ايضا ميگفتند * ( وَجَدْنا آباءَنا لَها عابِدِينَ ) * انبياء : 53 . ديگر آنكه : بتها را شفعاء و واسطه هاى تقرب و اسباب سود و زيان ميدانستند و ميگفتند * ( « هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ الله » ) * قرآن در ردّ اين دو قول ميفرمايد : اينها معبود نيستند معبود همان خالق و رب العالمين است و نيز خدا آنها را واسطه قرار نداده و هيچ كاره هستند * ( إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ الله بِها مِنْ سُلْطانٍ ) * نجم : 23 . نه اينكه خدا اصلا در عالم ، اسباب و واسطه نيافريده است . احترام و شرك احترام و شرك دو چيز جداگانه هستند ، محترم داشتن چيزى معبود قرار دادن آن نيست گفتيم : مشركان خدا را عبادت نميكردند و بتها را در تدبير عالم مؤثر ميدانستند . مثلا زيارت قبور پيامبران و امامان و صلحا و پدر و مادر و اينكه كسى صاحب قبر را شفيع آورده و بگويد : خدايا باحترام صاحب اين قبر حوائج مرا بر آورده كن هيچ يك از اينها مصداق شرك نيست و گرنه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله آن را تحريم ميكردند . ما نه به صاحب قبر عبادت ميكنيم و نه او را در كارى از كارهاى عالم مستقل ميدانيم بلكه چون در راه رضاى خدا قدم برداشته و با نفس مبارزه كرده و پيش خدا محترم است او را شفيع قرار ميدهيم . خدا نيز او را شفيع قرار داده بعبارت ديگر ميگوئيم : خدايا همانطور كه ما را بوسيلهء اين امام و اين پيامبر هدايت فرموده به حق وى فلان درد ما را دوا كن و تو خود براى آنها حق قرار داده و فرموده‌اى * ( وَكانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ) * روم : 47 . درست است آنها بر تو حقّى ندارند ولى تو اين حق را براى آنها قرار داده‌اى و فرموده‌اى * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا الله وَابْتَغُوا إِلَيْه ) *