سيد علي اكبر قرشي
232
قاموس قرآن ( فارسي )
و اينها از مصاديق معناى اول ميباشند . * ( « فَانْطَلَقا حَتَّى إِذا رَكِبا فِي السَّفِينَةِ خَرَقَها » ) * كهف : 71 . يعنى : رفتند تا چون بكشتى سوار شدند آن را سوراخ كرد . * ( « وَانْطَلَقَ الْمَلأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ » ) * ص : 6 . يعنى اشراف قريش از پيش ابى طالب برفتند و گفتند : برويد و در دفاع از خدايان خويش پا بر جا باشيد . در كريمهء : * ( « وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلا يَنْطَلِقُ لِسانِي » ) * شعراء : 13 . مراد روانى زبان است در نهايه نقل شده : « افضل الايمان ان تكلَّم اخاك و انت طليق » يعنى افضل ايمان آنست كه با برادر مسلمان گشاده رو سخنگوئى . ولى اين استعمال در قرآن نيست . [ طلاق ] در مجمع فرموده : طلاق باز كردن عقد نكاح است از جانب زوج بعلتى و اصل آن از انطلاق ( رفتن و كنار شدن ) مىباشد . بايد دانست : طلاق با آنكه سبب از بين رفتن خانواده و بموجب روايات ابغض الحلال عند اللَّه است ولى چارهاى از تجويز آن نيست و وجودش از ضروريات زندگى است . آنگاه كه زوجين توافق اخلاقى نداشته باشند يا علل ديگرى در ميان باشد يا زن يا مرد يكى از ديگرى تنفّر داشته باشند تحريم طلاق و عدم اجازهء جدائى ، موجب از بين رفتن آزادى و رفاه زن و مرد است ، هيچ عقل و وجدانى بچنين محروميت و چنين جهنّم سوزان فتوى نميدهد . هر قانون و دينيكه طلاق را تحريم كند بر خلاف فطرت بشر قدم بر داشته است . لذا اسلام با آنكه طلاق را مكروه ميداند آن را امضاء كرده است . كليسا باطلاق مخالف است و آن را تحريم مىكند ولى على رغم كليسا دادگاههاى دنياى مسيحيّت سالانه حكم هزاران طلاق را صادر ميكنند ، اين نيست مگر بآنجهت كه طلاق ضرورى فطرت بشر است . در دين پاك اسلام اختيار طلاق بدست مرد است و زن در آن مستقل