سيد علي اكبر قرشي

182

قاموس قرآن ( فارسي )

سير مىكند و نه فربه ميگرداند . در نهايه گويد : آن علفى است در حجاز ، خارهاى بزرگ دارد ، به آن شبرق گويند . در مجمع فرموده : علفى است شتر آن را مىخورد نفع و ضررى ندارد . علت اين تسميه آنست كه ضريع بشتر مشتبه مىشود و آن را علف ديگر ميداند و اصل مضارعه بمعنى مشابهت است جوهرى گويد : آن خشكيدهء علف شبرق است ايضا در جوامع الجامع و كشاف آمده : آن خشكيدهء علف شبرق است و از جنس خار مىباشد تا تر است شتر آن را ميچرد و چون خشكيد از آن كنار مىشود ، آن سمّ قاتل است . در صحاح و كشاف نقل شده كه شاعر گفته است : و حبس فى هزم الضّريع فكلَّها حد باء دامية اليدين حرود يعنى : شتران در ضريع شكسته حبس شدند در نتيجه ، همهء آنها پشت خميده ، دستها زخمى و خشمگيناند . بايد دانست : ضريع در آيه نكره است . يعنى ضريع بخصوصى است و اين صفت دارد كه نه از گرسنگى سير مىكند و نه لاغر را فربه ميگرداند . چنان كه در مجمع از ابن عباس از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نقل شده : ضريع چيزى است در آتش دوزخ مىباشد خار مانند تلختر از صبر ، بدبوتر از مردار ، سوزانتر از آتش خدا آن را ضريع ناميده . مناسب است آياتيكه دربارهء طعام اهل عذاب آمده در اينجا نقل شود : اول - زقوم : * ( « إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ . ) * * ( طَعامُ الأَثِيمِ . كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ » ) * دخان : 43 - 45 . مشروح آن در « زقوم » گذشت . دوم - غسلين : * ( « فَلَيْسَ لَه الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ . وَلا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ . ) * * ( لا يَأْكُلُه إِلَّا الْخاطِؤُنَ » ) * حاقّه : 35 - 37 . شايد غسلين آشاميدنى و صديد باشد كه فرموده * ( « مِنْ وَرائِه جَهَنَّمُ وَيُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ . يَتَجَرَّعُه وَلا يَكادُ يُسِيغُه . . . » ) * ابراهيم : 16 و 17 . سوم - ضريع است كه گفته شد . چهارم - طعام گلوگير : * ( « إِنَّ لَدَيْنا ) *