سيد علي اكبر قرشي

94

قاموس قرآن ( فارسي )

ناشرات و . . . اتمهاى تشكيل دهندهء موجودات و نيروهاى آنهاست كه پرتونها پيوسته الكترونها را ميرانند و نيروها پيوسته از درون و بيرون ميوزند و در وقت تمام شدن ارسال و عصف و نشر قيامت واقع مىشود . بيان آن كتاب كاملا متين و هر كه طالب تفصيل است به آنجا مراجعه كند . تفاوت پيامبران * ( « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ الله وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَآتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ » ) * بقره : 253 . آيهء شريفه دليل است كه پيامبران بعضى بر بعضى فضيلت دارند . ايضا آيهء * ( « وَلَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ وَآتَيْنا داوُدَ زَبُوراً » ) * اسراء : 55 . اين مطلب در « فضل » بيشتر توضيح داده شده . [ فرق رسول و نبى ] رسول همانطور كه گفته شد بمعنى حامل پيام است و نبى از انباء بمعنى حامل نباء و خبر مىباشد اهميّت و عظمت رسول در آنست كه در پيام آوردن واسطه ميان خدا و خلق است و بزرگى و رفعت نبى در آنست كه خبر خدا و علم خدا در نزد اوست . نميشود گفت كه رسول و نبى هر دو بيك معنى است و هر دو يك مصداق دارد زيرا كه آيهء * ( « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَلا نَبِيٍّ إِلَّا إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ فِي أُمْنِيَّتِه . . . » ) * حج : 52 . صريح است در اينكه رسول و نبى غير هماند و نيز نميشود گفت : نبى آنست كه امر بتبليغ رسالت نشده . زيرا كلمهء * ( « وَما أَرْسَلْنا » ) * در صدر آيه صريح است كه رسول و نبى هر دو مأمور بتبليغاند . همچنين آيهء * ( « وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ مُوسى إِنَّه كانَ مُخْلَصاً وَكانَ رَسُولًا نَبِيًّا ) * - . . . * ( وَاذْكُرْ فِي الْكِتابِ إِسْماعِيلَ إِنَّه كانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَكانَ رَسُولًا نَبِيًّا » ) * مريم : 51 ، 54 . روشن مىكند كه در موسى و اسمعيل هر دو از رسالت و نبوت وجود داشت نه - اينكه كلمهء « نبيّا » بعد از « رسولا » براى تفنّن در عبارت است . ريشهء فرق رسول و نبى را بايد در آيهء زير جستجو كرد * ( « وَما كانَ لِبَشَرٍ أَنْ ) *