سيد علي اكبر قرشي

4

قاموس قرآن ( فارسي )

كرد ، و آن مانند حركت دادن شيىء آويزان است خدا فرموده : * ( « مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لا إِلى هؤُلاءِ وَلا إِلى هؤُلاءِ » ) * نساء : 143 آيه در وصف منافقين است كه نه از مؤمنان بودند و نه از كفّار بلكه هم به اين سو و هم به آن سو ميرفتند يعنى ميان كفر و ايمان مردّداند نه حقيقة بسوى مؤمنان و از آنهااند و نه واقعا بسوى كفّار و در رديف آنها هستند . به نظر ميايد مراد تذبذب ظاهرى و با هر دو كنار آمدن است نه تذبذب قلبى و شايد مراد تحيّر قلبى آنهاست كه نه واقعا ايمان مياورند و نه از روى جهل كافر حقيقىاند . اين كلمه فقط يك بار در كلام اللَّه مجيد آمده است . ذخر : ذخيره كردن . * ( « وَأُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ . . . » ) * آل عمران : 49 يعنى بشما از آنچه ميخوريد و آنچه در خانه ها ذخيره ميكنيد خبر مىدهم . اصل ادّخار اذتخار است از باب افتعال تاء به ذال قلب شده و ادغام گرديده است و با ذال و دال تلفظ مىشود . اين كلمه تنها يك بار در قرآن به كار رفته است . ذرء آفريدن . * ( « وَهُوَ الَّذِي ذَرَأَكُمْ فِي الأَرْضِ وَإِلَيْه تُحْشَرُونَ » ) * مؤمنون : 79 يعنى اوست كه شما را در زمين آفريد و بسوى او جمع ميشوند . طبرسى در ذيل آيهء 136 سورهء انعام ميگويد : ذرء آفريدن بر وجه اختراع است و اصل آن بمعنى ظهور است . به نمك سفيد براى نمايان بودن سفيديش گويند : ملح ذرانى و ذرانى و چون ريش كسى سفيد شود گويند : ذرئت لحيته . راغب ميگويد : ذرء آنست كه خدا آفريدهء خود را آشكار كند « ذرء اللَّه الخلق » يعنى اشخاص را آشكار فرمود . قاموس آن را خلقت و تكثير و غيره گفته ، سخن صحاح نيز نظير آن است . خلاصه آنكه اصل ذرء ظهور و اظهار است و در آفريدن به كار ميرود ، در كشّاف ذيل آيهء 11 شورى ميگويد :