سيد علي اكبر قرشي
252
قاموس قرآن ( فارسي )
ولى به نظر نگارنده معناى اوّلى بهتر است و تفريع * ( « فَإِنْ طَلَّقَها . . . » ) * در آيهء بعدى براى * ( « فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ » ) * است يعنى پس از دو طلاق يا رجوع مىكند و يا رجوع نكرده و تسريح مىكند و در صورت رجوع اگر بار سوّم طلاق بدهد ديگر بر او حلال نيست . سرد : بافتن . در اقرب گويد « سرد الدّرع : نسجها » در مجمع آمده : سرد حديد منظم كردن آن است و آن از سرد الكلام اخذ شده كه حروف در رديف يكديگر باشند . * ( أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صالِحاً . . . ) * سباء : 11 . اينكه زره ها فراخ بساز و بافت آنها را اندازه گرفته و يكنواخت كن . اين كلمه در كلام اللَّه مجيد فقط يك بار آمده است . سرادق : سراپرده . خيمه . طبرسى گويد : آن خيمه ايست محيط به آنچه در آنست و گويند : سرادق چادريست كه به اطراف خيمه ميكشند در نهج البلاغه نامهء 38 فرموده « فَضَرَبَ الْجَوْرُ سُرادِقَه عَلَى الْبرِّ وَالْفاجِرِ » به نظر راغب : آن فارسى معرّب است و در كلام عرب اسم مفرديكه حرف سوّم آن الف باشد و بعد از آن دو حرف آيد يافته نيست و گويند : خانهء مسردق خانه ايست كه به شكل سرا پرده باشد . بنا بر اين مىشود گفت كه سرادق معرّب سرا پرده است جمع آن سرادقات است * ( إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها . . . ) * كهف : 29 . براى ستمكاران آتشى مهيّا كردهايم كه سرا پرده اش آنها را در ميان گرفته است . در بعضى آيات آمده * ( بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحاطَتْ بِه خَطِيئَتُه فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ . . . ) * بقره : 81 . بنا بر تجسّم عمل خطيئات مبدّل به آتش گشته و خطا كار را در ميان گيرد . سرادق فقط يك بار در قرآن آمده است . سِرّ : ( بكسر س و تشديد ر ) نهان . امر پوشيده در صحاح گويد « السرّ : الذى يكتم » راغب گويد : حديثى كه در نفس مكتوم است * ( قُلْ أَنْزَلَه الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ . . . ) *