سيد علي اكبر قرشي

23

قاموس قرآن ( فارسي )

61 ، آل عمران : 112 دربارهء اين دو آيه در « حبل » بطور تفصيل سخن گفته‌ايم . * ( « هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَكُلُوا مِنْ رِزْقِه » ملك : 15 يعنى او كسى است كه زمين را براى شما آرام گردانيد پس در شانه هاى آن راه برويد و از روزى خدا بخوريد . با آيه فوق به حركت زمين استدلال كرده‌اند زيرا ذلول بمعنى مركوب رام است و دابهء ذلول مركوبى را گويند كه چموش نيست و آرام است . زمين نيز مركوب آرام است و حركت مىكند و در مركوب حركت ملحوظ است . اين در صورتى است كه ذلول فقط بمركوب گفته شود در نهج البلاغه خطبهء 31 آمده « يَرْكَبُ الصَّعْبَ وَيَقُولُ هُوَ الذَّلُولُ » و نيز در قرآن آمده * ( « إِنَّها بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الأَرْضَ » ) * بقره : 71 . در كتاب آغاز و انجام جهان از كلمهء مناكب كه بمعنى شانه ها است استدلال شده بكرويّت زمين . اين استدلال كاملا صحيح است زيرا رفتن در شانه هاى زمين در صورتى صحيح است كه همه جاى آن شانه هاى آن باشد و آن در صورتى است كه كروى باشد چنان كه با تأمل روشن خواهد شد . * ( « ذَلَّلْناها لَهُمْ » يس : 72 يعنى : چهارپايان را بر آنها رام كرديم * ( « وَذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلًا » ) * انسان : 14 يعنى چيدن ميوه هاى بهشت بر آنها رام و سهل شده است . ذمّ : نكوهش . خلاف مدح . در اقرب گويد : ذمّ خلاف مدح و عيب است . و آن مصدر و اسم هر دو به كار رفته است * ( « لا تَجْعَلْ مَعَ الله إِلهاً آخَرَ فَتَقْعُدَ مَذْمُوماً مَخْذُولًا » ) * اسراء : 22 يعنى با خدا معبود ديگرى مگير و گرنه نكوهيده و خوار گردى . « مذموم » سه بار در قرآن آمده است : اسراء : 22 ، 18 قلم : 49 . ذمّة : ( بكسر اول ) عهد و پيمان * ( « لا يَرْقُبُوا فِيكُمْ إِلاًّ وَلا ذِمَّةً ) * - . . . * ( لا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلاًّ وَلا ذِمَّةً » ) * توبه : 8 - 10