سيد علي اكبر قرشي

223

قاموس قرآن ( فارسي )

او جايز بلكه واجب ميدانستند . عايشه خود مردم را بر عثمان ميشوراند و او را بر يهودى تشبيه ميكرد و « اقتلوا نعثلا » ميگفت . مهاجرين اوّليه و انصار وصيت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله را زير پا گذاشته و حق امير المؤمنين عليه السّلام را غصب كردند و ده ها نظير اينها . آيا بايد همهء اين مظالم را ناديده گرفت و گفت : * ( « رَضِيَ الله عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْه » ) * . بلى * ( « رَضِيَ الله » ) * در حق مهاجرين اوليه و انصار و تابعان باحسان در صورتى است كه در ايمان و عمل پايدار باشند آنها با هجرت و نصرت خدا را از خود راضى كردند ادامهء رضاى خدا مشروط بادامهء عمل است چنان كه در آخر سورهء فتح آمده * ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله وَالَّذِينَ مَعَه أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ) * . . . * ( وَعَدَ الله الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً ) * مىبينيم كه ايمان و عمل شرط مغفرة و اجر عظيم است . بعضى از بزرگان گويا ماضى بودن * ( « رَضِيَ الله » ) * را در نظر گرفته و گويد : ظهور آيه دائمى بودن رضا را ميفهماند ولى چنان كه گفته شد در آيات ديگر نيز نظير اين جمله را داريم رضاى خدا پيوسته در ايمان و عمل و سخط و غضبش در كفر و فسق و فساد است شخص با فعل خود مورد يكى از آن دو واقع مىشود . آرى مهاجرين و انصار اوّليه كه تغيير روش ندادند داراى فضيلت بر ديگراناند . * ( وَلَوْ نَشاءُ لَطَمَسْنا عَلى أَعْيُنِهِمْ فَاسْتَبَقُوا الصِّراطَ فَأَنَّى يُبْصِرُونَ ) * يس : 66 . اگر ميخواستيم چشمهايشان را از بين ميبرديم آنوقت ميخواستند در راه رفتن بر ديگران سبقت بگيرند ولى چطور ميديدند ؟ بعضى آن را عدم قدرت بر هدايت گرفته‌اند ولى با ملاحظهء آيهء قبل و بعد بدست ميايد كه منظور اظهار قدرت است مثل * ( إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ . . . ) * نساء : 133 . سبيل : راه . اعم از آنكه راه هدايت باشد مثل * ( فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ) * بقره : 108 . و يا راه معمولى مثل * ( وَالْمَساكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ . . . ) * بقره :