سيد علي اكبر قرشي

215

قاموس قرآن ( فارسي )

[ تسبيح عامّهء موجودات ] قرآن مجيد صراحت دارد در اينكه همهء موجودات عالم خدا را تسبيح مىكند و حمد ميگويد و نيز در تمام آنها شعور و درك و نوعى علم هست . * ( تُسَبِّحُ لَه السَّماواتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَنْ فِيهِنَّ وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِه وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ إِنَّه كانَ حَلِيماً غَفُوراً ) * اسراء : 44 . در اين آيه سه مطلب بيان شده اول آنكه آسمانها و زمين و كسانى كه در آنهاست خدا را تسبيح ميكنند ممكن است مراد از * ( « مَنْ فِيهِنَّ » ) * اولو العقل باشد كه در اين صورت شامل ملائكه و انسانها و جنّ است و شايد مراد از * ( « مَنْ فِيهِنَّ » ) * همهء جنبندگان باشد كه « من » در غير اولو العقل نيز به كار رفته است مثل * ( وَالله خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى بَطْنِه وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُمْ مَنْ يَمْشِي عَلى أَرْبَعٍ . . . ) * نور : 45 . به كلمهء « من » رجوع شود . دوّم آنكه : تسبيح در مرحلهء دوم تعميم داده شده كه فرموده : هيچ موجودى نيست مگر آنكه خدا را تسبيح و حمد مىكند ( در اين قسمت حمد نيز بر تسبيح اضافه شده است . تسبيح در مقابل پاكى حق و حمد در مقابل نعمت او ) . سوم آنكه فرموده : ليكن شما تسبيح آنها را درك نميكنيد . اين سخن حاكى از آنست كه موجودات نوعى شعور و علم دارند و از روى شعور تسبيح ميگويند و اگر فقط دلالت معلول بر علَّت باشد ما آن را ميدانيم ديگر نميفرمود * ( « وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ) * روشنتر از اين جمله دربارهء علم و شعور آنها اين آيه است * ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الله يُسَبِّحُ لَه مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَه وَتَسْبِيحَه وَالله عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ ) * نور : 41 ، فاعل « علم » كلمهء « كل » است يعنى همهء آنكه در آسمانها و زمين هست و همهء پرندگان دعا و نيايش و تسبيح خود را دانسته‌اند و اگر بگوئيم فاعل « علم » خداست يعنى :