سيد علي اكبر قرشي
216
قاموس قرآن ( فارسي )
خدا صلوة و تسبيح آنها را دانسته است اين با جملهء * ( « وَالله عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ » ) * منافى است مگر آنكه بگوئيم * ( « وَالله عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ » ) * راجع بعلم خدا نسبت باعمال بشر است و فاعل « علم » در آيه خداست . گرچه * ( « كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَه . . . » ) * دربارهء همهء موجودات نيست ولى اين جمله با جملهء * ( « وَلكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ) * روشن مىكند كه تسبيح و تحميد آنها از روى شعور و علم است و لازم نيست علم در تمام موجودات مانند علم انسان باشد بلكه علم و شعور و فهم هر يك نسبت به خودش است . اگر نيلوفر را مثلا در محلى بكاريم و در كنار آن چوبى نصب كنيم خواهيم ديد كه نيلوفر به جهتى كه چوب نصب شده ميرود تا خود را به آن بپيچد اين هم علم و شعور نيلوفر است با زبان تكلم نميكند ولى با عمل ميفهماند كه من نيز نسبت بخودم شعور و درك دارم . نظير اين دو آيه است آيات * ( وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِه . . . ) * رعد : 13 . كه از تسبيح و حمد رعد سخن ميگويد : * ( سَبَّحَ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * حديد : 1 . * ( سَبَّحَ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ . . . ) * حشر : 1 . * ( يُسَبِّحُ لِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ . . . ) * جمعه : 1 ، تغابن : 1 . اين آيات بعضى از مصاديق آن است كه آيهء 44 اسراء بطور كلى گفته است . نحوهء تسبيح موجودات تسبيح تنزيه كلامى و قولى است كلام و قول آنست كه مطلب و ما فى الضمير را روشن كند اعمّ از آنكه با لفظ و زبان باشد يا طور ديگر مثلا در آيهء * ( قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ . . . ) * نمل : 18 . حتما قول مورچه مثل سخن گفتن انسان نيست ولى به آن قول اطلاق شده و در كلام اعضاء بدن كه روز قيامت با انسان صحبت ميكنند آمده كه به انسان ميگويند * ( أَنْطَقَنَا الله الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ . . . ) * فصلت : 21 . يعنى خدائى كه هر چيز را گويا كرده است ما را گويا كرد . على هذا * ( « وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ ) *