سيد علي اكبر قرشي
209
قاموس قرآن ( فارسي )
وجوبى نبوده و در اثر مراعات نكردن و اختلاف در محترم شمردن و نشمردن آن حكمش تشديد شده است چنان كه از آيهء * ( وَعَلَى الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا ما قَصَصْنا عَلَيْكَ مِنْ قَبْلُ وَما ظَلَمْناهُمْ وَلكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ) * نحل : 118 . نيز روشن مىشود كه تحريم بعضى از حلالها در اثر طغيان و ستمشان بوده است و لفظ * ( « إِنَّما جُعِلَ السَّبْتُ » ) * دلالت دارد كه آن جوابى است از سؤالى مقدّر و چون آيهء قبلى * ( ثُمَّ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ) * است ممكن است كسى بگويد : پس چرا اسلام سبت ندارد ؟ جواب اين است كه : سبت بر عليه يهود وضع شد و گرنه از اول نبود . [ اصحاب سبت ] آنها قومى از يهود بودند ، در كنار دريا سكنى داشتند و روز شنبه را محترم نشمرده و در آن دست از كار نكشيدند و نصيحت نيكوكاران را وقعى ننهادند تا به عذاب خداوند گرفتار گشتند قرآن مجيد در سورهء اعراف آيهء 163 ببعد وضع آنها را چنين نقل مىكند : بپرس از يهود از شهرى كه در كنار دريا و مشرف به آن بود آنگاه كه در سبت تجاوز ميكردند ماهيهايشان در روز سبت و تعطيل به روى آب ميامدند و آشكار ميشدند و روزيكه تعطيل نكرده بودند چنين نميامدند ما بدين وسيله آنها را در اثر فسقشان امتحان ميكرديم مردميكه در مقابل ترك احترام سبت ساكت بودند بمردميكه نهى از منكر ميكردند گفتند : قومى را كه خدا هلاكشان خواهد كرد و يا به عذاب سختى دچارشان خواهد نمود چرا موعظه ميكنيد ؟ گفتند : اعتذارى است پيش خدا و شايد هم از اين عمل پرهيز كنند . بالاخره نصيحت ناصحان قبول نيافتاد تا آنها را كه نهى از منكر ميكردند نجات داديم و ستمگران را به عذاب سختى گرفتار نموديم و چون در كار حرام تجاوز كردند گفتيم بوزينگان شويد و از رحمت خدا مطرود گرديد . عين آيات چنين است * ( وَسْئَلْهُمْ ) *