سيد علي اكبر قرشي

19

قاموس قرآن ( فارسي )

و مشركان كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را قبول نمىكردند چطور مىشود به آنها خطاب كرد و گفت : از خانوادهء او بپرسيد و از ائمه سراغ بگيريد ؟ ولى اگر قطع نظر از صدر آيه فقط جملهء * ( « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » ) * را در نظر بگيريم و مورد نزول در نظر نباشد چنان كه در قواعد كلَّى قرآن شأن نزول در نظر نيست در اين صورت اين يك مطلب و قاعدهء كلَّى مىشود و مسئول هر چند بحسب مفهوم عام است ولى بحسب مصداق خاص اهل بيت حضرت رسول عليهم السلام مىباشد . زيرا اگر مراد از ذكر چنان كه از سورهء طلاق نقل شد حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله باشد آنها عليهم السلام اهل و خانواده ذكراند و و اگر مراد از ذكر قرآن باشد آن ذكر است براى آنحضرت و قومش چنان كه فرموده * ( « وَإِنَّه لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْئَلُونَ » ) * زخرف : 44 . در اين صورت آنان قوم آنحضرت و يا متيقّن از قوم اواند و آنهااند مسئول و آنحضرت آنانرا مقارق قرآن كرده و در حديث ثقلين امر به تمسّك بر آن دو فرموده است . از اينكه گفته شد فساد آنچه گفته‌اند : مشركين از پيغمبر قبول نميكردند چطور از اهل بيت او قبول ميكنند ؟ ! ظاهر و روشن گرديد اين اشكال كننده خواسته است بر روايات ايراد كند ولى گفتيم كه در روايات اگر جملهء * ( « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ . . . » ) * قطع نظر از مورد و شأن نزول بررسى شود مطلب همان است كه ائمه عليهم السلام فرموده‌اند و مراجعه بروايات نشان ميدهد كه امامان عليهم السلام فقط به آن جمله نظر داشته‌اند رجوع شود به تفسير برهان . ( اين سخن از الميزان ذيل آيه 43 نحل استفاده شده است ) . در كافى ج 1 ص 210 بابى منعقد فرموده كه مراد از اهل ذكر ائمه عليهم السلاماند و در آن 9 روايت در اين زمينه نقل شده است . * ( « فَالتَّالِياتِ ذِكْراً إِنَّ إِلهَكُمْ ) *