سيد علي اكبر قرشي
178
قاموس قرآن ( فارسي )
چوب تير ( چنان كه قاموس زلم را تير بى پر گفته است ) و نام آنها چنان كه مجمع از صادقين عليهما السلام نقل كرده بدين قرار است : فذّ ، توأم ، مسبل ، نافس ، حلس ، رقيب ، معلَّى ، سفيح ، منيح ، رغد . هفت تاى اوّلى داراى سهم بود به ترتيب از يك تا هفت سهم . و سه تاى اخير سهمى نداشتند . و كيفيّت آن چنان كه الميزان در ذيل آيهء 219 بقره ميگويد آن بود كه : شترى را سر بريده و 28 قسمت ميكردند و قمار بازان ده نفر بعدد تيرها بودند آنگاه تيرها را بهم زده و بر ميداشتند صاحب تير فذّ يكقسمت از گوشت را تصاحب ميكرد صاحب تير توأم دو قسمت تا آنكه تير معلى بنام او آمده بود هفت سهم ميبرد و آنان كه سه تير اخير بدست آنها آمده بود نه تنها چيزى نميبردند بلكه پول شتر را هم ميپرداختند . بعضى از فضلا در مجلهء مكتب اسلام شماره اول سال 13 ص 55 از لسان العرب و غيره ازلام سومى نقل كردهاند بنام ازلام احكام كه نزد بعضى از كاهنان نگاهدارى ميشده است المنار نيز آن را از سدى نقل كرده ولى ظاهرا مراد همان ازلام امر و نهى مىباشد كه گذشت . دقت آيهء * ( وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالأَزْلامِ ) * كه گفتيم : راجع بقمار است و تحريم شده آيا مراد از * ( « وَالأَزْلامُ رِجْسٌ » ) * در آيهء اول ازلام تفأَّل است يا ازلام قمار ؟ اگر گوئيم : ازلام تفأل است لازم ميايد كه تفأل و استخاره با تسبيح و غيره در اسلام حرام باشد زيرا فرقى با ازلام ندارد . و اگر مراد ازلام قمار باشد لفظ « الميسر » حرمت مطلق قمار را مىرساند و ذكر ازلام بعد از الميسر چه فائدهاى دارد و ذكر خاص بعد از عام براى چيست ؟ الميزان هر دو را يكى دانسته و گويد : اگر قبول نكنيم كه تقسيم بازلام قرينهء * ( « وَالأَزْلامُ رِجْسٌ » ) * است در اين صورت ازلام لفظ مشترك خواهد بود كه قرينهاى بر تعيين مراد نيست و