سيد علي اكبر قرشي
168
قاموس قرآن ( فارسي )
ص 174 باب « ذكر قتل زكريا » ميگويد : چون يحيى كشته شد پدرش زكريّا فرار كرد و داخل باغى در بيت المقدس گرديد پادشاه در پى او فرستاد . درختى زكريا را خواند و گفت اى پيامبر خدا پيش من بيا چون زكريّا آمد درخت از وسط پاره شد و زكريا درون آن قرار گرفت سپس درخت بهم متصل گرديد شيطان طرف لباس او را گرفته بيرون كشيد تا مدركى بر گفتهء خويش داشته باشد . آنگاه بمأموران شاه گفت : زكريّا ميان اين درخت رفته اينهم حاشيهء لباس اوست . درخت را با تير دو نصف كردند و با منشار ( ارهء بزرگ ) آن را بريدند زكريّا مرد . عبد الوهاب نجّار ذيل اين قصّه ميگويد : اين سخن محض افتراست چه فائده ايست در رفتن بدرون درخت با آنكه طرف لباسش بيرون خواهد ماند . اين بلا شك دسيسه ايست براى اعظام ابليس و عجب اينجاست كه اين ناپسندها بكتب اسلامى راه يافته است آفرين بر قرآن عظيم كه از هر گونه سخن سبك خالى است . نام زكريّا در آيات قرآن بقرار ذيل است : آل عمران : 37 - 38 . انعام : 85 . مريم : 2 - 7 . انبياء : 89 . زكو : اصل زكات چنان كه طبرسى و راغب گفته بمعنى نموّ و زيادت است همچنين است قول قاموس و اقرب و صحاح زكاء را نمو كردن گفته است . « زكا الزرع يزكو زكاء نما » . على هذا زكو و زكاء مصدر و زكات اسم مصدر است * ( « وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ » ) * بقره : 43 . ولى ابن اثير در نهايه ميگويد : زكات از اسماء مشتركه است و بر عين و معنى هر دو اطلاق مىشود . آيهء * ( « وَحَناناً مِنْ لَدُنَّا وَزَكاةً » ) * كه خواهد آمد مؤيد قول ابن اثير است .