سيد علي اكبر قرشي

162

قاموس قرآن ( فارسي )

* ( الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ لَنْ يُبْعَثُوا قُلْ بَلى وَرَبِّي لَتُبْعَثُنَّ » ) * تغابن : 7 . كفّار بدروغ گفتند كه هرگز بر انگيخته نميشوند بگو قسم بپروردگارم حتما حتما بر انگيخته خواهيد شد . در قاموس گويد : زعم بمعنى قول باطل و كذب و قول حق است در هر دو ضد به كار ميرود و بيشتر در شىء مشكوك استعمال مىشود . در اقرب الموارد افزوده : از عادت عرب است هر دروغگو كه پيششان سخنى گويد ، گويند فلانى زعم كرد و در قرآن هر جا در ذم قائلين آمده است . راغب ميگويد : آن حكايت قولى است كه در آن احتمال دروغ است * ( « قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ الله » ) * سباء : 22 . بگو بخوانيد آنانرا كه بباطل معبود خوانديد . * ( « أَوْ تُسْقِطَ السَّماءَ كَما زَعَمْتَ عَلَيْنا كِسَفاً . . . » ) * اسراء : 92 . يا آسمانرا چنان كه ادعا كرده‌اى پاره پاره بر ما فرود آوردى . زعيم بمعنى كفيل و عهده دار است طبرسى گفته زعيم ، كفيل و ضمين نظير هماند و نيز زعيم بمعنى رئيس است راغب در تقريب آن گويد : چون عقيده بر اين است كه قول رئيس و كفيل محل احتمال كذب است * ( « وَلِمَنْ جاءَ بِه حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِه زَعِيمٌ » ) * يوسف : 72 . هر كه آن را بياورد براى اوست بار شترى و من به آن بار ضامنم كه به او داده شود و يا به او كفيلم كه عذابش نكنند . * ( « سَلْهُمْ أَيُّهُمْ بِذلِكَ زَعِيمٌ » ) * قلم : 40 . زعيم در آيه شايد بمعنى متعهد و يا باطل گو باشد . در مجمع آن را كفيل گفته . و گويد : بپرس كدامشان متعهد است كه روز قيامت براى آنهاست آنچه براى مؤمنان است . در نهج - البلاغه خطبهء 16 آمده « ذمّتى بما اقول رهينة و انا به زعيم » . زفر : زفر و زفير خارج كردن نفس است پس از بدرون كشيدن آن يعنى بازدم ( قاموس ، اقرب ) طبرسى و راغب به عكس گفته‌اند عبارت مجمع چنين است « الزفير ترديد النفس مع الصوت من الحزن حتى تنتفخ الضلوع » زفير نفس كشيدن است از اندوه كه