سيد علي اكبر قرشي
105
قاموس قرآن ( فارسي )
آن قرآن است صحت ندارد . رطب ( مثل صرد ) بمعنى خرماى تر است * ( « وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا » ) * مريم : 25 . رعب : ترس . دستپاچگى جوهرى آن را خوف و طبرسى خوف و فزع گفته است در اقرب هست كه آن مصدر است بمعنى ترسيدن و ترساندن ( لازم و متعدى ) و نيز اسم است بمعنى فزع ولى راغب گويد : آن انقطاع ( و لا علاجى ) است از امتلاء خوف و بتصور امتلاء گفتهاند « رعبت الحوض » حوض را پر كردم « سيل راعب » سيليكه درّه را پر مىكند . * ( « سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَكُوا بِالله » ) * آل عمران : 151 . * ( « وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ » ) * احزاب : 26 . به نظر ميايد كه مراد همان لا علاجى از كثرت خوف باشد مانند خود گم كردن و دستپاچه شدن . و چون وجود ترادف در لغات ثابت نيست بايد رعب با خوف فرق داشته باشد . اين كلمه پنج بار در قرآن آمده است : انفال : 12 . حشر : 2 . كهف : 18 . رعد : صداى ابر . كه در اثر تخليهء الكتريكى بوجود ميايد و توأم با برق است ولى چون سرعت نور در هر ثانيه سيصد هزار كيلومتر و سرعت صوت در هر ثانيه 240 متر است لذا صداى رعد هميشه پس از برق شنيده مىشود . * ( « أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فِيه ظُلُماتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ » ) * بقره : 19 . * ( « وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِه وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِه » ) * رعد : 13 آيه روشن مىكند كه رعد در پيدا شدنش از دستور خدا پيروى مىكند و بامر خدا خاضع است و خدا را تسبيح مىكند . در « صعق » تأثير رعد و برق در عالم خواهد آمد . در دعاى سوم صحيفه آمده « و الَّذى بصوت زجره يسمع زجل الرّعود » يعنى صلوات فرست بر آن فرشته ايكه از صداى زجرش بانگ رعدها شنيده مىشود . اينكه از فرشته نام برده شده مخالف آنكه بشر كشف كرده نيست زيرا فرشتگان خدا در هر جا هستند و بامر خدا كار ميكنند صداى رعد از