سيد علي اكبر قرشي
155
قاموس قرآن ( فارسي )
نهايه گفتهاند : به سمّ اسب حافر گويند زيرا وقت راه رفتن زمين را حفر مىكند . اسب در نزد عرب بسيار محبوب بود و آن را نسيه نمىفروختند و وقت فروش ميگفتند « النّقد عند الحافر » يعنى قيمت نزد اسب است و آن را بايد در نزد اسب بدهى و نسيه نماند . و گاهى حافره گفتهاند باعتبار دابّة كه مؤنّث است سپس اين استعمال زياد شد و بهر اوّل اطلاق گرديد گويند : « رجع الى حافره و حافرته » يعنى باوّل خود برگشت . فيروزآبادى نيز در قاموس چنين گفته است . و نيز زمخشرى و ابن اثير نقل ميكنند . ابىّ بن كعب از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله از توبهء نصوح پرسيد . حضرت فرمود : « هو النّدم على الذّنب حين يفرط منك و تستغفر الله بندامتك عند الحافر ، ثمّ لا تعود اليه ابدا » . مىبينيم كه مراد از « عند الحافر » اوّل امر است راغب گويد : * ( « لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ » ) * مثلى است در بارهء كسى كه بجاى اوّلى برگردانده شود . معنى آيه چنين مىشود : كفّار و منكرين بعث ميگويند : آيا بخلقت اوّلى باز خواهيم گشت ؟ ! ! اين آيه نظير آيهء * ( . . . أَ إِذا كُنَّا تُراباً أَ إِنَّا لَفِي خَلْقٍ جَدِيدٍ ) * رعد : 5 است . از اين مادّه دو كلمه بيشتر در قرآن نيست . حفظ : نگاهدارى . مراقبت * ( إِنْ كُلُّ نَفْسٍ لَمَّا عَلَيْها حافِظٌ ) * طارق : 4 هيچ كس نيست مگر بر او نگهبانى هست حفيظ : بمعنى حافظ و مبالغه است * ( إِنَّ رَبِّي عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ) * هود : 57 . * ( لَه مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْه وَمِنْ خَلْفِه يَحْفَظُونَه مِنْ أَمْرِ الله . . . ) * رعد : 11 براى انسان از پس و پيش تعقيب كنندگانى هست او را از امر خدا حفظ ميكنند . ظاهرا مراد از « امر الله » تصادفات و بلاها است اگر از معقبات مراد ملائكه باشد قهرا باعتبار جماعت است و تأنيث لفظى است يعنى جماعت معقّبات در « تلو » گذشت كه صفت ملائكه با الف و تا جمع بسته