سيد علي اكبر قرشي
89
قاموس قرآن ( فارسي )
اسراء : 23 در قاموس گويد : افّ كلمهء اظهار تنفّر است چون انسان چيزى را مكروه داشت در مقام اظهار كراهت ميگويد : افّ ، ابراهيم عليه السّلام در مقام اظهار تنفّر از بتان و بت پرستان گفت : * ( « أُفٍّ لَكُمْ وَلِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ الله » ) * انبياء : 67 . راغب گفته : افّ در اصل هر چيز تنفّر آور است از قبيل چرك و ناخن گرفته شده ، و در مقام اظهار تنفّر به كار ميرود ، فقط سه بار در قرآن آمده است « به پدر و مادر اف مگو » يعنى از كارها و اعمال و رفتار آنها ، اظهار تنفّر و ملالت نكن . افُقْ : ناحيه . طرف . ( قاموس نهايه ، مفردات ) * ( « وَلَقَدْ رَآه بِالأُفُقِ الْمُبِينِ » ) * تكوير 23 يعنى او را در ناحيهء روشن ديد ، جمع آن آفاق است يعنى اطراف . نواحى * ( « سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفِي أَنْفُسِهِمْ » ) * فصلت : 53 آيات خود را در اطراف آسمانها و زمين و در وجودشان ، بانها حتما مينمايانيم در نهج خطبهء 90 هست : « و انّ الآفاق قد اغامت » اطراف ابر آلوده شده است : افك : ساخته . برگرداندن چيزى از حقيقتش * ( « وَقالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ » ) * نور : 12 گفتند اين ، ساخته و دروغ آشكار است . دروغ را از آن افك گويند كه از واقعيّتش برگردانده شده در جوامع الجامع فرموده ، « الافك : ابلغ الكذب » و اصل آن از افك بمعنى برگرداندن است . در نهايه گفته است : « افكه يأفكه افكا : اذا صرفه عن الشيء و قلَّبه » و در مفردات گويد : افك چيزى است كه از حقيقتش برگردانده شده باشد ( ساخته ) نا گفته نماند اين معنى جامع همه ى معانى است . در قرآن كريم بمعنى ساخته ، دروغ و برگرداندن به كار رفته . مصدر و فعل آن بمعنى برگرداندن و اسم مصدرش بمعنى برگردانده شده ( ساخته ) است و فعل آن لازم و متعدّى هر دو آمده است * ( « قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَأْفِكَنا عَنْ آلِهَتِنا » ) * احقاف : 22 ، گفتند : آيا آمدهاى تا ما را از خدايانمان