سيد علي اكبر قرشي

86

قاموس قرآن ( فارسي )

و اگر مراد از اهل ، قوم باشد بايد گفت : كه قوم او از يك خانواده بوده‌اند ، در الميزان كلمهء « اهله » را بخواصّ كه كسان و عشيره و قوم باشد معنى كرده است ولى با مراجعه به قرآن خواهيم ديد كه « اهل » در موقع اضافه به شخص چنين معناى وسيعى ندارد ، مگر بنا بر مطلبى كه در « اهل » خواهد آمد و در آن صورت بمعنى مطلق پيروان خواهد بود خواه از كسان باشد يا نه . امّا بايد گفت كه رسالت آن حضرت عامّ بود و آيهء * ( « يَأْمُرُ أَهْلَه » ) * ناظر بمطلبى مخصوص است چنان كه در بارهء حضرت رسول صلَّى الله عليه و آله آمده * ( « وَأَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الأَقْرَبِينَ » ) * شعراء 214 * ( « وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْها » ) * طه : 132 با آنكه انذار و امر آن حضرت شامل عموم بود و اينها خطابهاى مخصوصاند و مانع از عموم رسالت نيستند . در احاديث شيعه و اهل سنّت هست كه : اين پيامبر عظيم الشأن بشخصى وعده داد كه در مكانى حاضر شود ، آنشخص نيامد ، اسمعيل روى وعدهء خود يكسال در آنجا منتظر ماند بدين جهت صادق الوعد لقب يافت . و نيز روايت شده كه سه روز منتظر ماند . حديث يكسال در تفسير برهان بسند ضعيف از امام رضا عليه السّلام و در مجمع البيان مرسلا از امام صادق عليه السّلام منقول است و در كافى باب الصديق و اداء الامانة حديثى بسند حسن نقل شده و در آن هست « فَانْتَظَرَه فى ذلِكَ الْمَكانِ سَنَةً » نا گفته نماند ، انتظار نشستن يكسال تمام ، بعيد است و از نظر عرف و عقل خوب نيست مثلا كسى يكسال تمام در محلَّى بنشيند ، وسائل خورد و خوابش را به آنجا بياورد ، بخورد بخوابد ، كار نكند و هر كه از آنجا بگذرد ، بگويد : منتظر فلانى هستم چون بوى وعده داده‌ام ، چنين كارى خيلى بعيد است و در خور شأن يك پيامبر نيست . قهرا مراد آن است كه مدت يكسال مراقب آن محل بود و گاه گاه به آنجا