سيد علي اكبر قرشي
68
قاموس قرآن ( فارسي )
را در آن روز جز خدا كسى نميداند . ارِيكه : ( بر وزن سَفِينَه ) تخت مزيّن * ( « مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الأَرائِكِ » ) * كهف 31 يعنى : در بهشت بر تختهاى مزيّن تكيه زدهاند ، ارباب لغت آن را تخت مزيّن . كه در خيمه يا اطاقى است و تخت اطاق عروس و سرا پردهء عروس كه روى سرير است و فرش اطاق عروس . معنى كردهاند . اين كلمهء بصيغهء جمع ( ارائك ) پنج بار در قرآن مجيد آمده است . نا گفته نماند : اريكه تخت خالى نيست . بلكه مزيّن بودن آن منظور است چنان كه در اطلاق سرير بر تخت . سرور و شادى مورد نظر است . ارَم : ( بر وزن عنب ) سنگهائيكه روى هم مىچينند براى نشان دادن راه در بيابانها ( نهايه ) جمع آن آرام است . و ارم ( بر وزن عقل ) بمعنى خوردن ، پوسيدن و فانى شدن است « ارم ما على المائدة : اكَلَه ، ارَمَ المالُ : فنى ، ارَمَ : اى بلى و صار رميما » . * ( « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتِي لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ » ) * فجر : 6 و 3 : با تدبر در آيهء شريفه روشن مىشود كه « ارم » بدل اشتمال است از « عاد » و عاد چنان كه ميدانيم قوم هود عليه السّلام است . ترجمهء اين دو آيه چنين مىشود : آيا ندانستى كه پروردگارت با قوم عاد ، با آن بناى ستوندار كه نظير آن در سر زمينها ساخته نشده بود ، چه كرد ؟ اگر « عاد » ذكر نميشد معنى آيه تمام بود ولى معلوم نميشد اين بنا يا شهر متعلق بكدام قوم است . پر روشن است كه « ارم » عمارت مخصوص و يا شهرى با شكوه بود . كه نظير آن تا آن روز ساخته نشده بود ، و نيز اين دو آيه ، از ويران شدن آن در اثر غضب خداوندى ، خبر ميدهد . [ افسانه ارم ] در شرح و تفسير « ارم » افسانه ى بكتب اسلامى راه يافته كه ريشهء آن به وهب بن منبّه ميرسد و كعب الاحبار