سيد علي اكبر قرشي

164

قاموس قرآن ( فارسي )

مىپيوندند و همچون درياى سرخ و خليج عقبه ، و نيز رنگ آب درياها مختلف است بعضى لاجوردى ، بعضى مايل بسبزى ، بعضى سرخ ، بعضى سياه و بعضى زرد ، اين اختلاف بجهة املاح و مواد شيميائى است كه در آب دريا محلول است . مثلا ملاحظه مىشود رنگ يكدريا مايل بسبزى و رنگ ديگرى سياه و در محلّ التقاء هر چند طوفانها و امواج آنها را بهم مىزند باز مىبينيم رنگ مخصوص هر دو باقى است و از بين نميرود و اين در اثر موادّ شيميائى مخصوص است كه به يكديگر تجاوز نميكنند و يكى به آن ديگرى مبدّل نميشود مثل نفت و آب ، كه مخلوط نميشوند . بنا بر اين مىشود گفت : مراد از دو دريا در آيات فوق مثلا اقيانوس هند و بحر احمر است و مراد از برزخ ، اختلاف مواد و املاح اين دو درياست كه در نتيجه ، به يكديگر تجاوز نميكنند و اثر هم ديگر را از بين نميبرند . ولى اصل مطلب در آيهء بعدى خواهد آمد . طنطاوى و مراغى در تفسير خود راجع به آيه ى : 19 سورهء رحمن ، محلّ التقاء رود نيل و مديترانه را مثل زده و گويند : نه آب تلخ و شور دريا آب شيرين را شور مىكند و نه بالعكس . آقاى صدر بلاغى در فرهنگ قصص قرآن ص 46 ميگويد : يكى از محققين مينويسد : چندى پيش هيئت علمى « سرجون امرى » باتّفاق هيئت اكتشافى دانشگاه مصر . . . دريافت كه آبهاى خليج عقبه از جهت خواصّ و تركيب طبيعى و شيميائى از بقيّهء آبهاى بحر احمر تفاوت دارد . . . و بوسيله دستگاه سنجش اعماق كشف كرد كه در محلّ التقاء دو دريا سدّ و حاجزى در زير دريا وجود دارد كه ارتفاع آن از هزار متر ميگذرد و مرتفعترين قسمت آن در حدود سيصد متر با سطح دريا فاصله دارد . همچنين كشتى « باحث » در اولين سياحت خود در اقيانوس هند و بحر احمر از وجود اين حاجز اطلاع يافت و