سيد علي اكبر قرشي
132
قاموس قرآن ( فارسي )
و مراد است . انس : ( بكسر اوّل ) بشر خلاف جنّ در قرآن مجيد پيوسته در مقابل جنّ به كار رفته * ( « وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ » ) * ذاريات 56 ، واحد آن انسىّ است مثل * ( « فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا » ) * : مريم : 26 ، جمع آن اناس و اناسىّ است مثل * ( « قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ » ) * بقره : 60 * ( « وَأَناسِيَّ كَثِيراً » ) * فرقان : 49 . انس 18 بار و اناس 5 بار و انسىّ و اناسى يك بار در قرآن آمده است : از مجموع 18 محلّ در هفت محل ، انس قبل از جنّ و در يازده محلّ ، جنّ قبل از انس آمده است ، على هذا نميشود گفت : چون جنّ پيش از انس بوجود آمده لذا پيش از آن ذكر مىشود ، زيرا در اين صورت ميبايست در همه جا ، پيش از انس بيايد ، قبل و بعد ذكر شدن آنها روى تقريبهاى بخصوصى است كه با تدبّر در آيات روشن مىشود . انسان : اين كلمه 65 بار در قرآن مجيد به كار رفته است ، با مراجعه بموارد آن خواهيم ديد كه از آن جسد ظاهرى و صورت ظاهرى مراد نيست چنان كه در بشر مراد است ، بلكه باطن و نهاد و استعداد و انسانيت و عواطف او در نظر است ، مثل * ( « إِنَّ الإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّارٌ » ) * ابراهيم : 34 - * ( « وَكانَ الإِنْسانُ عَجُولًا » ) * اسراء : 11 - * ( « وَكانَ الإِنْسانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا » ) * كهف : 54 - * ( « لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى » ) * نجم : 39 - * ( « وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه إِحْساناً » ) * احقاف : 15 ، در آياتيكه راجع باوّل خلقت و عنوان آنها انسان است مثل * ( « لَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ » ) * حجر : 26 * ( « خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ » ) * نحل : 4 ، اگر در ما قبل و ما بعد آيات دقت شود خواهيم ديد كه صورت ظاهر از آنها مراد نيست . فرق مشروح ميان انسان و بشر در بشر خواهد آمد ، بعضى از آنچه قرآن در باره ى انسان آورده بقرار ذيل است : 1 - انسان از گل خشك شده از لجن سياه و بد بو و كهنه آفريده شده