سيد علي اكبر قرشي

112

قاموس قرآن ( فارسي )

الامر بدون قيد و شرط نيست . گوئيم اولا اين سخن مخالف صدر آيه است ، چطور مىشود كه خداوند ، ابتدا بدون قيد و شرط بفرمايد : به اولى الامر اطاعت كنيد ، بعد بفرمايد : در صورت تنازع چنين و چنان كنيد ، كسى كه مانند رسول ( ص ) بدون قيد و شرط ، اطاعتش واجب است ، آيا مىشود با او نزاع كرد ؟ مثلا آيا در مورد رسول ( ص ) معقول است كه بعد از اطيعوى مطلق اجازهء تنازع و مخالفت با او داشته باشيم ؟ ! البته نه ، همچنين است اولى الامر كه به حكم آيه ، مطاع مطلقند . ثانيا كلمه ى « تنازعتم » كه از باب تفاعل و دلالت بر اشتراك دارد ، احتياج بتقدير ندارد ، معنايش اين است : اگر اختلاف كرديد ، و با صدر آيه چنين مىشود : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد اگر در چيزى اختلاف و نزاع كرديد آن را به خدا و رسول برگردانيد ، اين مطلب خود به خود تمام است و احتياج بتقدير ندارد و گر نه مخالف باب تفاعل خواهد بود و اينكه زمخشرى و بيضاوى گفته‌اند « فَانْ تَنازَعْتُمْ وَاولِى الامْرِ فى شيءٍ » اشتباه محض است و با صدر آيه ، كه اطاعت مطلق را مىرساند مخالف است و تفسير برأى مىباشد ، و اگر مقصود اين بود ميفرمود « فان تنازعتم معهم فى شيىء » و ضمير « معهم » به اولى الامر بر ميگشت و مطلب تمام ميشد . نظير اين ، آيه ى * ( « حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَتَنازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ » ) * آل عمران : 152 و آيه ى * ( « وَلَوْ أَراكَهُمْ كَثِيراً لَفَشِلْتُمْ وَلَتَنازَعْتُمْ فِي الأَمْرِ » ) * انفال : 43 است و چنان كه مىبينيم ، احتياج بتقدير ندارد ، چون تفاعل بين الاثنين را مىرساند يعنى « تنازعتم انتم بينكم فى الامر » منظور است . چه قدر سبك و خنده آور است كه بگوئيم مراد از آيه ، امراء ، يا فقهاء و يا امر بمعروف كنندگاناند يعنى اينها هم در رديف رسول ( ص ) اند و بدون قيد و شرط مطاع مطلقاند ! ! آيا مىشود خداوند اينها را مطلق و