سيد علي اكبر قرشي

113

قاموس قرآن ( فارسي )

مانند رسول ( ص ) مفترض الطاعة كند و براى هر دو يك « اطيعوا » بفرمايد ؟ ! ! گذشته از دلالت آيه بر ائمّهء معصومين ، در تفسير برهان 30 روايت نقل شده كه اولى الامر ائمّهء معصومين عليه السّلاماند و در تفسير عياشى 12 حديث در اين زمينه هست . طالب تفصيل بيشتر ، به تفسير الميزان و كافى و بحار و تفسير برهان و غيره رجوع كند . إمْر : ( بكسر همزه ) ناپسند . عجيب * ( « لَقَدْ جِئْتَ شَيْئاً إِمْراً » ) * كهف : 71 حقّا كه كار ناپسندى كردى « الِامْر : العَجيبَ . و المُنْكَر » ( اقرب الموارد ) . امْس : ديروز * ( « قَتَلْتَ نَفْساً بِالأَمْسِ » ) * قصص : 19 يعنى ديروز كسى را كشتى ، اهل لغت آن را روزيكه يكشب پيش از امروز است گفته‌اند ( ديروز حقيقى ) در اقرب الموارد هست كه مىشود از آن ، روزى از ايّام گذشته را اراده كرد . امس اگر بدون الف و لام باشد مبنى است و چون با الف و لام باشد بالاجماع معرب است ، در قرآن مجيد فقط چهار بار آمده ، آن هم با الف و لام ( الامس ) در آيه ى فوق ظاهرا مراد ديروز حقيقى است : در بعضى از آيات مىشود گفت كه : مطلق گذشته ، مراد است مانند * ( « فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ » ) * يونس : 24 آن را درو شده كرديم گويا كه روز پيش يا در گذشته اصلا نبوده . امَل : آرزو ، اميد . * ( « ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَيَتَمَتَّعُوا وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ » ) * حجر : 3 بگذار بخورند و برخوردار شوند و آرزو سرگرمشان كند ، اين كلمه فقط دو بار در قرآن آمده است : كهف : 46 ، حجر : 3 امّ : مادر ، اصل و پايهء هر چيزى كه چيزهاى ديگر به آن منضمّ شود ، معظم چيزها ، امّ النجوم يعنى كهكشان ( قاموس ، مفردات ) در حديث آمده : از خمر بپرهيزيد كه آن امّ الخبائث است ( نهايه ) . بجرأت ميتوان گفت كه « امّ » مشترك معنوى است و معنى جامع آن