سيد علي اكبر قرشي
97
قاموس قرآن ( فارسي )
اين كلمه در قرآن دو محلّ استعمال دارد يكى در بارهء ذات بارى تعالى مثل * ( « وَإِلهُكُمْ إِله واحِدٌ لا إِله إِلَّا هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ » ) * بقره : 163 ديگرى در بارهء معبودهاى دروغين كه همه ى آنها را در مقام ذم و انكار نقل كرده است نظير * ( « الَّذِينَ يَجْعَلُونَ مَعَ الله إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ » ) * حجر : 96 و نظير * ( « أَ إِنَّكُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ الله آلِهَةً أُخْرى » ) * انعام : 19 از آيهء * ( « وَما كانَ مَعَه مِنْ إِله إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِله بِما خَلَقَ . . . » ) * مؤمنون : 91 روشن مىشود كه معبود بايد خالق باشد و جز خالق كسى حق ندارد معبود باشد فلذا معبود يكى است . الله : علم ( اسم ) خداوند تبارك و تعالى است ، بعضى گويند اصل آن إله است ، همزه اش حذف شده و الف و لام بر آن اضافه گشته و لام در لام ادغام گرديده است ، صاحب قاموس گويد : اصحّ آنست كه علم غير مشتقّ است . بايد دانست : در اين كلمه صفت بخصوص از صفات حق تعالى منظور نيست و آن فقط علم ذات بارى است ، ولى التزاما بجميع صفات خدا دلالت دارد و شايد از اين جهت گفتهاند : الله نام ذات واجب الوجودى است كه جامع تمام صفات كمال است . اين لفظ مبارك مجموعا دو هزار و هفتصد و دو بار در قرآن مجيد آمده است پنج بار « اللَّهم » و بقيّه « الله » ( المعجم المفهرس ) . وجود حق تعالى و توحيد او اساس دين مبين اسلام و تمام اديان آسمانى است ، هيچ دينى و هيچ دانشمندى ، موقعيّت و عظمت و وجود و صفات خدا را مانند قرآن تعريف نكرده و نشان نداده است . [ خدائى كه قرآن تعريف مىكند ] 1 : * ( « قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ الله الصَّمَدُ ، لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ، وَلَمْ يَكُنْ لَه كُفُواً أَحَدٌ » ) * بگو : او خداى بىهمتاست خداى كه مقصود همه است ، نزاده و زائيده نشده ، هيچكس همتاى او نيست ، نا گفته نماند چنان كه در « احد » گذشت : اين كلمه فقط در ذات بارى بمعنى وصفى استعمال