سيد علي اكبر قرشي
96
قاموس قرآن ( فارسي )
* ( وَلَدْنَهُمْ » ) * مجادله : 2 نيست مادران آنها مگر زنانى كه آنان را زائيدهاند و نحو * ( « وَاللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ » ) * نساء : 34 زنانى كه از نا فرمانيشان ميترسيد نصيحتشان كنيد . الَّذى : اسم موصول مذكَّر جمع آن در قرآن فقط الذين آمده نا گفته نماند محلّ الَّتى و الَّذى ، مادّهء ( ل ت ى - ل ذ ى ) بود چنان كه در اقرب الموارد است ولى ما ترتيب المعجم المفهرس را مراعات كرديم . الَم : درد . راغب قيد شدّت را نيز اضافه كرده است « اليم » دردناك * ( « لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ » ) * بقره : 104 در مفردات و قاموس و اقرب - الموارد ، اليم را بمعنى اسم فاعل ( مؤلم ) درد آور گرفتهاند ، ولى بهتر است بگوئيم صفت مشبهه است مثل شريف و دالّ بر دوام و ثبوت است خاصّه كه عذاب اخروى با آن توصيف شده است ، پس عذاب اليم يعنى عذاب دردناك دائم * ( « فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَما تَأْلَمُونَ » ) * نساء : 104 آنها رنج مىبرند ، درد زخم ميكشند چنان كه شما رنج ميبريد و درد ميكشيد . كلمهء اليم 72 بار در قرآن آمده است ( المعجم المفهرس ) . إله : معبود . مصدر آن بمعنى عبادت و حيرت آمده و إله مثل فعال مصدر بمعنى مفعول ( مألوه ) است ( قاموس ) گويند : « إله يأله : عبد » از باب منع يمنع ( مفردات ) و گويند : إله الها : تحير » از باب علم يعلم ( اقرب الموارد ) . پس اگر آن را از إله بمعنى تحيّر بگيريم ، خدا را از آنجهت إله گويند كه عقول در درك ذات او متحيّر است و اگر از إله بمعنى عبادت بگيريم ، از آنجهت إله گوئيم كه او معبود است . راغب در مفردات گويد : حق آن بود كه اين كلمه جمع بسته نشود چون سواى خدا معبودى نيست ، ليكن عرب به اعتقاد خود كه معبودهائى هست آن را جمع بسته و گفتهاند : آلهة .