السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

96

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

است كه مسح پاى راست را بدست راست ومسح پاى چپ را بدست چپ بكند اگر چه قول بجواز مسح هر دو به يك دست بعيد نيست واگر بر پشت پاها موئى باشد أحوط اين است كه جمع كند ما بين مسح ان ومسح بشره واكتفا نكند بمسح روى موى هر چند محيط ببشره باشد وبهتر ازاله آن مو است چنانچه در حايل هاى ديگر از چرك ونحو آن كه مانع از وصول آب باشد ببشره واجب است ازاله انها وبايد يقين كند به وصول آب وشك وظن كافى نيست وكسى كه بعض پاى أو قطع شده بايد مسح كند بقيه آن را واگر تمام موضع مسح بريده باشد ساقط است ( مسألة 25 ) بايد مسح سر وپاها ببقيه رطوبت وضو باشد پس جايز نيست مسح كردن به آب جديد وأحوط اين است كه بعد از فراغ از دست چپ دست خود را به ساير أعضاء وضو نگذارد تا رطوبت آن اعضا داخل رطوبت دست نشود بلى مكرر دست كشيدن از بالا به پائين به جهت زيادتى يقين كه آب بالاى دست را ممزوج مىكند باب كف دست ضرر ندارد لكن أقوى جواز مزج است مطلقا واگر رطوبت كف دست بخشكد جايز است گرفتن رطوبت از بقيه أعضاء وضوء بدون ترتيب فيما بين انها اگر چه أحوط مقدم داشتن ريش وابروها است بر ساير اعضا وأحوط نگرفتن رطوبت است از مقدار زائد بر حد روى از ريش چه در طرف عرض باشد چه در طرف طول واگر رطوبت كف دست از براي بيش از مسح سر كافى نباشد أولا بان مسح سر كند وبعد از براي پاها از بقيه اعضا بگيرد بنا بر أحوط ( مسألة 26 ) معتبر است در مسح اين كه رطوبت ماسح تأثير كند در ممسوح پس اگر تأثير ننمايد كافى نيست وبايد تأثير آن بواسطة ماسح باشد پس اگر رطوبت برسد به محل مسح بسبب ديگرى كفايت نمىكند واگر موضع مسح از سر وپاها رطوبتى داشته باشد اگر كم باشد كه مانع از تأثير رطوبت ماسح در آن نباشد ضرر ندارد واگر رطوبت آن زياد باشد مضر است پس لازم است آن را أولا رفع كند وبعد مسح كند وشك وظن در تأثير كافى نيست بلكه بايد يقين به تأثير حاصل شود ( وضرر ندارد مكرر كشيدن دست از براي حصول يقين به تأثير ) ( مسألة 27 ) در مسح بايد دست را بلا واسطه بكشد پس اگر كهنه مثلا بدست به بندد وبه آن مسح كند كفايت نمىكند هر چند رطوبت دست بماليدن آن بممسوح برسد ( مسألة 28 ) هر گاه ممكن نباشد مسح به باطن كف از جهت مرض ونحو آن جايز است مسح به ظاهر كف واگر رطوبت نداشته باشد از جاى ديگر نقل كند بان وبه آن مسح كند چنانچه در باطن نيز