السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

97

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

چنين بود واگر مسح به ظاهر كف نيز متعذر باشد مسح كند به ذراع واگر رطوبت نداشته باشد از جاى ديگر بگيرد وهر گاه ممكن نبودن مسح به باطن از جهت بي رطوبتى باشد ونتواند از جاى ديگر هم بگيرد وضو را بايد اعاده كند نه آنكه عدول به ظاهر كف كند وهم چنين است حكم در عدول از ظاهر به ذراع ( مسألة 29 ) هر گاه رطوبت دست زياد باشد كه بماليدن آن بر ممسوح آب جارى شود از جزئي بجزئى واجب نيست تقليل آن بتكانيدن ونحو آن اگر چه صدق غسل كند بلكه همين كه به قصد مسح دست مىكشد كفايت مىكند واگر تقليل كند بهتر است ( مسألة 30 ) در مسح مطلقا بايد دست بر محل مسح كشيده شود پس اگر عكس كند به اين نحو كه دست را بگذارد بر ممسوح وممسوح را بكشد باطل است بلى كمي حرمت كردن ممسوح كه منافى با صدق ماسح بودن دست نباشد ضرر ندارد ( مسألة 31 ) هر گاه ممكن نباشد نگاه داشتن رطوبت وضو در دست يا گرفتن از أعضاء ديگر از جهت شدت گرمى هوا يا گرمى بدن يا نحو آن واگر چه آب زياد استعمال كند وهر چند وضو را اعاده كند نفعي نبخشد أقوى آنست كه جايز است مسح به آب جديد وأحوط مسح است أولا به همان دست خشك بعد به آب جديد بعد تيمم هم بكند ( مسألة 32 ) واجب نيست در مسح پاها كه دست را بر سر انگشتان گذارد وبتدريج بكشد بلكه جايز است كه تمام كف را بر تمام پشت پا بگذارد از سر انگشتان تا مفصل وكمي أو را بكشد به مقدارى كه صدق مسح كند ( مسألة 33 ) جايز است در حال ضرورت مسح كردن بر حائل مثل مقنعه وچكمه وجوراب ونحو اينها چه آن ضرورت تقيه باشد يا شدت سردى هوا كه نتواند كفش خود را بكند يا بترسد بر عضو خود يا بترسد از درنده يا دزد ونحو اينها از مقاماتى كه بر آن اضطرار صدق كند كه در همه اين صورتها مسح بر حائل جايز است چه در مسح سر چه در مسح پاها واگر حايل متعدد باشد تخفيف آن أحوط است اگر چه واجب نيست ودر مسح بر حائل نيز بايد به رطوبت دست باشد وتأثير در محل كند وهر چه معتبر بود در مسح بشره در اينجا نيز معتبر است ( مسألة 34 ) اگر وقت تنگ باشد كه بكندن كفش يا نحو آن قدرى از نماز در خارج وقت واقع شود ومانع ديگرى از مسح بر بشره نباشد آيا جايز است مسح بر حائل بعيد نيست جواز لكن هر گاه تيمم كردن مفوت وقت نباشد أحوط جمع است ما بين مسح بر حائل وتيمم واين احتياط ترك نشود ( مسألة 35 ) ضرورات غير از تقيه بايد به نحوى باشد كه به هيچ وجه چاره آن نتوان كرد به رفتن مكان